قبول پير مغان يافتم ز بخت جوان * برغم آنكه ز بىبرگيم گرفت حقير
بر آستانهء ميخانه خفته بودم دوش * از آن رهست كه جسمم گرفته بوى عبير
بزرق و شيد بدين در ميا كه اهل نظر * برون كشند بد از نيك همچو مو ز خمير
گرت بخانهء دشمن دهند آب حيات * مخواه زندگى و در وثاق دوست بمير
بدين سراچهء وارونه دل مبند كه كس * درو نيافته آسايش از صغير و كبير
به روى خسروى از خلد بازگشت درى * چو روى تافت ز درگاه پادشاه و وزير
« انتخاب از مدينة الادب »
انتخاب هفت اقليم از نيمهء دوم قرن سيزدهم
خلاصهء تراجم قدماى شعراست منقول از تذكرهء هفت اقليم كه ذكرش خواهد آمد با تمامت اشعار ايشان كه در آن تذكره آمده است ، ولى انتخابكننده نام خود را مذكور نداشته .
آغاز : « بسمله ، و اين چند جزو از اشعار شعراى متقدمين است كه از روى هفت اقليم تحرير شده است ، و از هر استادى چند شعرى و از هر شاعر ماهرى چند فردى و از هر جنگى چند بيتى نوشته گشته است ، زيراكه آن اشعارى كه در ميان تذكرهء هفت اقليم است ، در تذكرهء حاجى لطفعلى بيگ نيست ، اگر باشد هم بوجهى مجمل و طرزى