تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
اقبال الدولهء كاشانى است ، و باب دوم حاوى شرح حال و منتخب اشعار بيست نفر شاعرست كه اقبال الدوله را در حكومت كرمانشاهان مدح گفته‌اند . ششم - ترجمهء كتاب الهيئة و الاسلام تأليف سيد محمد على شهرستانى كه در آن آيات و احاديث و اخبار اسلام را با هيئت جديد منطبق كرده و ثابت نموده است كه آنچه بوسيلهء اسباب و آلات جديده كشف شده و مىشود نزد ائمهء اسلام روشن بوده و در كلماتش اشاره و تصريح به آنها هست . تأليف اين كتاب به زبان عربى در ذيحجهء 1327 و ترجمهء آن سه سال بعد شده و هنوز اين ترجمه بطبع نرسيده . خسروى را با اديب الممالك اميرى قائم مقامى دوستى و مودت صميمانه بوده و يكديگر را بچكامه‌هاى تازى و درى ستوده‌اند ، اينك دو چكامهء تازى از اميرى درج كرده در نگارش اشعار خسروى نيز قصائدى كه اميرى را در آن ستوده برمىنگارم » . « مدينة الادب ، ج 1 ص 866 - 869 » از اوست
خيمه بفگن كه ازين كوى سفر بايد كرد * خانهء عاريه را زير و زبر بايد كرد بر لب جوى امل رحل اقامت مفگن * كوى يار آن طرف جوست گذر بايد كرد راه مقصود بدين پاى بپايان نرسد * در بسر بردن آن ، پاى ز سر بايد كرد گر ترا سود بكارست بسوداى غمش * از همه سود و زيان صرف‌نظر بايد كرد عشق را قلعه منيعست و بلا بارد از آن * رو بدان قلعه كنى سينه سپر بايد كرد روز بازار چو شد سيم و زرت در كارست * دل خود سيم‌صفت سينه چو زر بايد كرد
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 43 | أحمد گلچين معانى