كتابخانهء ملّى ملك كه به خط اوست ، در حين استكتاب هرجا كه ذكرى از شيعه مىرفته مبلغى فحش نثار كرده است ، رك : همان كتاب هامش ترجمهء شيخ فيضى آگرهيى .
ترجمهء مؤلف :
سيد عبد اللطيف خان شوشترى كه با وى معاشر و محشور بوده ترجمهء حالش را چنين مىنويسد : « ميرزا ابو طالب خان بن حاجى بيگ خان تبريزى اصفهانى ، والد او در عهد نادر شاه به هند افتاده ، در لكهنو ماند ، و ازو همين يك فرزند ذكور بوجود آمد ، ذهنى رسا و فطرتى عالى و بسى بزرگمنش و پسنديده اقبالست ، از به دو شعور در حجر تربيت اعاظم و هوشمندان قزلباشيه تربيت يافته ، بسخنسرايى و سخنسنجى رغبتى تمام دارد ، مورخى بىنظير و نكتهدانى بىمانندست ، قصورى كه در سخنسرايى دارد ، بفهم سخنان نيكو تدارك آن كرده ، بحافظهء قوى بسيارى از اشعار مشكلهء قدماى شعرا را چون خاقانى و انورى و امثال ذلك از بر دارد ، و به سرانگشت فكرت دقيق مواضع مشكله را حل نموده است ، تذكرة الشعرائى دارد كه مقدار فهم و سليقهاش از آن هويداست ، در صحبت و گرمى مجلس بىمانندست ، در سر كار آصف الدوله باستعداد ذاتى ترقى نموده در سلك امراى عظام منسلك گرديد ، ارادهء تفويض نيابت خود را به او داشت ، اشخاصى كه در پايهء انكار بودند ، در شكست كار او كوشيدند ، تا او را از آن اراده بازداشتند ، و وى را بتدريج مضمحل ساختند و از نظر انداختند ، آن بلندهمت بمفاد انّ ارضى واسعة فتهاجروا به كلكته آمده اقامت نمود ، پس از چندى بعزم سياحت عالم به انگلستان رفت ، و در آنجا از پادشاه ذى جاه و از امرا و اعاظم عزت و احتشام يافت ، اكنون در آنجا روزگارى بعزت دارد ، مكتوبى از او از فرنگ رسيده ، ورود انگلستان و سلوك پادشاه و اعاظم را با خود نگاشته بود ، با من يگانه و دوست بىهمال و بيشتر اوقات را در كلكته با من بسر مىبرد ، و از صحبت روانپرور خويش محظوظ مىداشت ، در مردى و مردانگى و شجاعت و اخلاق پسنديده بكمال ، و در استقلال مزاج و استغنا قدوهء امثالست ، هرچند فلك بر وفق مرام نگرديد ، او بمذلت و مسكنتش