تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
نامى از اولاد حارث بيگ در آن‌وقت سركردهء آن جماعت بود ، همگى الوس بلقب حارثى معروف آگاه و غير آگاه گرديدند ، از مشاهير آن گروه يكى محمد قباد بيگ مخاطب به ديانت خان است ، كه اواخر عهد اورنگ‌زيب بديوانى صوبه‌هاى دكهن مىپرداخت ، مومى اليه كه جدّ مادرى آشوب است ، بطراز انواع فضل و هنر مطرز مىنمود ، و علاوهء علوم اسلامى پاره‌يى از فنون بيدهندى و سفر فرنگستان كرده برخى از علوم لطينى و يونانى نيز تحصيل نموده بود ، ديگر محمد غياث بيگ حيرت تخلص برادرزادهء قسور خان مشهور و ميرزا محمد حارثى كه از علماى معروف عهد محمد شاهى است ، پدر و خال محمدبخش از آن جمله هستند ، و خود در شاه‌جهان‌آباد تولد يافته ، مدتها در رفقاى سپاهى پيشهء اعتماد الدوله قمر الدّين خان مرحوم و اولادش انسلاك داشت ، و بفنون سپاهگرى و آداب فروسيّت مهارت ظاهر مىساخت ، در اكثر جنگهاى ابدالى و غيره كه در نواحى دهلى و لاهور بعد ضعف سلطنت دست داده شريك و شامل بود ، و مدتى سردفتر منشيان عماد الملك وزير مانده ، پس از آن در لكهنو بشغل كتابت و فكر شعر گذران وقت مىنمود . در سنهء يك‌هزار و يك‌صد و نود و نه هجرى به حالت افلاس روانهء وعده‌گاه عدم گرديد . كلياتش به قدر پنجاه هزار بيت ، از آن جمله مثنويى هست مسمّى به فتوحات شام كه ظرفاى لكهنو « خالدنامه » اش مىنامند ، به گمان الزام و شكست حكيم ابو القاسم فردوسى رحمه اللّه در سلك نظم كشيده ، و بمبادرت آن جرأت قبيح و وقاحت صريح ، حقيقة خود را تشهير خاص و عام گردانيده ، بنا بر شدت تعصبش اكثر مردم از وى به يزيد بخش تعبير مىنمودند ، و اين حقير را در باب رعايت وى كه بملاحظهء استحقاق ظهور مىيافت ملامت مىكردند ، چنانچه يكى از ظرفا تاريخ فوتش به اين طريق ضبط نموده است :
آشوب كه از سلسلهء حارثيان بود * از دار فنا رخت اقامت بسقر برد تاريخ سقط گشتن او از دل هشيار * پير خردم گفت : « سگ خارجيان مرد »