دلدار نداند دل يار از دل اغيار * داند كه دلست ، اينكه دل كيست نداند . . . »
چهارده بيت ديگر هم هست كه جمعا پنجاه و پنج بيت مىشود .
با اينكه مؤلف مدعيست كه مدت بيست و پنج سال براى تحصيل مواد كتاب خود تذكرهها و دواوين شعرا را مىخوانده ، گويى اصلا نه كتابى ديده و نه تذكرهيى خوانده ، چه در همين يك ترجمه مرتكب چند خطا شده است :
در آغاز از شاهپور اشهرى نيشابورى شاعر قرن هفتم نام برده ، و بعد داستان رفتن كمال الدّين اسماعيل اصفهانى را بدر خانهء نور الدّين منشى و بار نيافتن و رباعى گفتنش را بوى نسبت داده ، و سپس منتخب قصايد و غزليات خواجه ارجاسب شاپور تخلص طهرانى ، شاعر نيمهء اول قرن يازدهم ، را كه نخست فريبى تخلص داشته بجاى اشعار شاهپور نيشابورى آورده است .
ديگر :
« مير عماد الدّين الهى همدانى ، سعدآبادى است . وى نيز شيرين مقال و در عربى و فارسى صاحب خيالست ، در عصر شاهجهانى به هند آمده اعزاز يافت ، و در سنهء 1020 هزار و بيست هجرى بعالم آخرت شتافت ، امّا تخمين قدر و تعداد ابياتش بوضوح نپيوست » ( از اشعارش 23 بيت آورده ) .
ما حصل كلام اينست كه شاعر در زمان شاهجهان به هندوستان رفته ، و در هفتمين سال سلطنت پدر شاهجهان يعنى جهانگير وفات يافته است .
ميرالهى بضبط عرفات در سال 1021 و زمان سلطنت جهانگير پادشاه ( 1014 - 1027 ) به هندوستان رفته و تقى اوحدى مؤلف تذكرهء عرفات او را در آگره ملاقات كرده است ، و در سال 1063 مطابق اين مادهء تاريخ كه بر لوح قبرش منقورست :
« بود سخنآفرين » در هند وفات يافته است ، رك : ذيل خزينهء گنج در همين كتاب .
ديگر : « مير محمد صادق از سادات دست غيب شيرازست ، و در آخر به دكن افتاده