برحمت حق پيوست ، و اين غزل كه قبل از همهء ابيات مسطور مىگردد ، بحسب اتفاق در همان ايام از خامهء گهربارش ريخته شده بود ، پيشپيش جنازهاش خواندند ، بنا بر مناسبت مضمون حالتى عجيب بحضار رو داد ، رحمة اللّه عليه :
هركه آمد گل ز باغ زندگانى چيد و رفت . . . الخ » .
وى هرگز به دكن نرفته و در شهرستان لار فوت شده است ، رك : تذكرهء نصرآبادى ( ص 272 ) .
عدهيى را هم بدين صورت ذكر كرده است :
« زماناى مشهور تخلص از مشاهير سخنوران دهرست » .
« بابا نصيبى گيلانى از سخنوران زبردستست » .
« مير سيد على مشتاق از سادات عباسآباد اصفهان و سخنورى عالىشأنست » .
« ملك طيفور برادر داعى انجدانيست ، فاضل و سخنور بوده ، انجدان موضعى از متعلقات كاشان است » .
در ذكر سنوات فوت نيز كوتاهى كرده و اگر هم تاريخى را بقلم آورده غلط واقع شده است ، مثلا در ذيل نام بنائى هروى مىنويسد : « فى سنهء نهصد و دو بناى قصر حياتش انهدام يافت » .
بنائى هروى بسال نهصد و هجده در لشكركشى امير نجم ثانى وزير شاه اسماعيل اول به ماوراءالنهر و قتل عام بلدهء قرشى كشته شد . رك : حبيب السير ، ج 4 ص 348 و 527 و 528 .
با وجود آنكه ابو طالب خان از درج اشعار بسيار در كتاب خود دريغ نداشته و خلاصة الافكار به مجموعهء اشعار بيشتر مانندست تا بيك تذكره ، معذلك از بعضى شعرا اصلا شعرى نياورده و پارهيى از نثرشان را نقل كرده است ، از جمله آنكه در ذيل نام ميرزا مهدى خان استرآبادى كه ترجمهء او را بدون ذكر مأخذ از رياض الشعراء برداشته ، مطلقا شعرى نياورده و فقط قسمتى از منشآت او را ذكر كرده است .
ابو طالب خان در ذكر مقدار اشعار شعرا نيز راه صواب نپيموده ، و براى
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 569
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٥٦٩