همچنين در ذيل ابو تراب بيگ فرقتى گويد كه : « راقم اين حروف را بعد از ترك تذكرهنويسى و توبه از آن شغل خطير ، لازم شد بلكه واجب كه بار ديگر سر قلم شكسته رقم از دوات مشكينشمامه تر سازد ، و نام نامى آن جناب را با اشعار برگزيدهء وى داخل اين نسخهء خيرمآل گرداند ، لا جرم در شهور سنهء عشر و الف هجريه اين چند كلمه مرقوم كلك مكسور اللّسان گشت ، و نتايج طبع و نسايج خاطر نقاد آن حضرت درين اوراق مثبت شد ، بمنّه و جوده » .
در ترجمهء نسبتى مشهدى مىنويسد : « اما اليوم كه سال هجرت نهصد و هشتاد و هشت رسيده آوازهء شاعرى وصيت سخنورى وى فرونشسته ، نمىدانم زبان از گفتار بسته يا از آنجا ( - آذربايجان ) بيرون رفته ، على اى حال اشعارى كه قبل ازين مشار اليه به فقير فرستاده بود درين خلاصه صورت تحرير يافته » .
و در دنبال آن بعدا افزوده است كه : « اما درين اوقات كه تاريخ سنهء نهصد و نود و پنج هجريه است و مسوّد اين اوراق از جمع و تأليف اين نسخهء خيرمآل فارغ شده و بكتابت آن مشغولست ، يكى از مستعدان گفت كه مشار اليه به سفر روم رفته بود ، و مدتى در آن نواحى سرگردان مىگشت ، هم درين سال به اردبيل آمد و در آنجا داعى حق را لبيك اجابت گفته نزيل فردوس گشت » .
در ترجمهء حكيم شفائى گويد : « بنابراين مقدمات درين اوقات راقم اين حروف بعد از اتمام اين نسخهء نامدار ، و بازداشتن قلم از ذكر شعراى تازهء اين روزگار ، بار ديگر قلم مشكين رقم را از چشمهء دوات رطب اللّسان ساخته اسم نامى حكيمزادهء بالغ طبيعت را اضافهء اين كتاب دلكش و قلادهء اين عقدهء بىغش گردانيد ، و با وجود آنكه چند نسخه ازين خلاصه به اطراف عراق و خراسان رفته بود ، و الحاق و اضافه مستحسن نمىنمود ، اين اشعار منتخب آن جناب را كه بهتر از در و خوشتر از عقد گهرست ، و رقيقتر از آب زلال و دقيقتر از سحر حلال به نظر ناظران رسانيد ، بمنّه و جوده و كرمه » .
و در ترجمهء محمد رضا شكيبى اصفهانى مىنويسد : « امّا اشعار برگزيده و ابيات پسنديدهء مولانا شكيبى آنچه به نظر رسيده به چند دفعه ، همينست كه درين اوراق مثبت
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 542
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٥٤٢