ديوان مولاى متقيان بعد از ديباچهء ركن اول ، از ديوان مولاى متقيان اختياراتى كرده است با شرح ابيات ، و در مقابل هر دوبيتى يك رباعى گفته و تحت عنوان لشارحه ثبت كرده است .
در هامش صفحهيى از ترجمهء ميرداماد كه تقى الدّين كاشى از زبان بدگويان شكوه مىكند ( در نسخهء مجلس كه به خط شرف بن ميرزا نظام در 23 رجب 1013 ه ، نوشته شده و آثار تصحيحات و اضافات مؤلف در آن آشكارست ) يكى از معاصران وى چنين نوشته است : « راست مىگويد اين انشا و عبارات ساخته از كليله و دمنه برداشته و شعر هيچيك از موزونان را چنان كه هست ننوشته و انتخاب معكوس نموده ، لهذا شعرا هم او را اهاجى ركيك كردهاند .
لمولانا فهمى
مار در سوراخ دارم عقرب مودار را * عقرب مودار را ، ميمون گيسودار را
و هجو او بسيار گفتهاند ، و اين مختصر برنمىتابد » .
همين شخص در كنار ترجمهء حكيم شفائى اصفهانى نوشته است كه : « الهى بغضب مرتضى على گرفتار شوى ، كه از كمالات حكيم مذكور يكى از هزار را نقل نكرده و از اقسام سخنش كه مغرب و مشرق را فروگرفته هيچ ننوشته ، اشعار كاشيان بىمزهگوى را تمام نوشته و به اصفهانيان در مقام نفاق آمده ، آنچه به كار مىآيد و مشهورست ننوشته ، كسى كه مشرق و مغرب گيتى را بتيغ زبان گرفته باشد بتذكرهء تو چه احتياج دارد ، اما هركه برين انتخاب نظر مىافكند حمل بر خرى تو مىكند ، يا كم تتبعى تو و شعر نافهمى ، چنانچه خود انصاف داده ، فتأمل » .
و در كنار اشعار حكيم نوشته است : « اين اشعار را حكيم در مكتب درس طفوليت گفته و داخل ديوان نساخته و اشعار متنوعه و قصيده و اهاجى و چهار كتاب مثنوى را هيچ ننوشته ، ظاهرا نشنيده يا نفهميده » .