تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
استورى ( 1 / 815 ) مىگويد كه : « عماد الدّين محمود الهى حسينى چنان كه خودش مىنويسد فرزند حجة الدّين ( كذا ) از سادات اسدآباد همدان بوده كه در 1010 به شيراز رفته و سه سال و نيم در آن شهر به تحصيل پرداخته و بعد به كابل نزد ظفر خان احسن رفته و در آنجا حكيم حاذق گيلانى را در وقتى كه از رسالت دربار امامقلى خان حاكم بخارا بازمىگشته ملاقات كرده و بعدا به هند رفته و پس از مدتى كه در دربار جهانگير و شاهجهان گذرانيده همراه ظفر خان در 1041 به كشمير رفته و تا پايان عمر در آنجا بوده ، و در واقعات كشمير ( ورق آ / 122 ) مسطورست كه وفاتش بسال 1063 در كشمير واقع شده ، و ( بود سخن‌آفرين ) مادّهء تاريخ فوت اوست كه در ضمن قطعه شعرى بر لوح قبرش منقورست » .

ترجمهء مؤلف :

تقى اوحدى مىنويسد : « مجموعهء كمال همه‌دانى ميرالهى همدانى ، نام وى مير عماد الدّين محمود بن مير حجة اللّه سعدآبادى است « 1 » ، و سعدآباد از توابع همدان است ، و وى مدتى در شيراز بكسب كمال اشتغال داشت ، از آنجا به عراق آمده ، يك‌دو سال در صفاهان مكث نمود ، و در سنهء هزار و بيست و يك به هند آمده بصحبت وى در آگره رسيديم ، الحق جوانيست در غايت دقت طبع و ادراك عالى ، كمال شوخى فطرت و صفاى خاطر دارد ، آب نظمش در نهايت عذوبت ، ابر فكرتش در غايت رطوبتست ، بر هرگونه سخن قدرتى تمامش هست ، اگر توفيق مشق يابد شاعرى بغايت خوب خواهد شد ، تا غايت دو هزار بيت گفته ، ادراك درست رسايى دارد ، و بسخن نيز خوب مىرسد ، و در صفاهان ذوقى اردستانى را اهاجى بسيار ، بر نحوى كه سنت شعراى عصرست گفته است ، و الحال ( - 1022 - 1024 ) در ملازمت مهابت خان مىباشد » . و پس از ذكر يك‌صد و شش بيت از اشعار او ، در پايان نوشته است كه :
هامش
( 1 ) - در سفينهء خوش‌گو و تذكرهء هميشه بهار ، ذيل الهى اسدآبادى همدانى ترجمهء حكيم صدر الدّين على بن محمد شيرازى مخاطب بمسيح الزمان و متخلص به الهى ثبت شده كه خود ممدوح ميرالهى بوده است ، رك : عرفات ، نسخهء بانكىپور ، برگ 122 و 123 .
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 519 | أحمد گلچين معانى