آقا محمد باقر رشحهء اصفهانى در تذكرهء منظوم خود كه بسال 1250 هجرى در يزد تأليف شده است ، نخست از شجاع السلطنه و هلاكو ذكرى نكرده بود ، ولى پس از درگذشت فتحعلى شاه و هرج و مرجى كه رويداد و ذكر آن گذشت ، همينكه شجاع - السلطنه از شيراز به اصفهان لشكر كشيد ، و هلاكو از يزد به كرمان تاخت ، از آنجا كه اين پدر و پسر به حكم سوابق درخشان و فتوحات فراوان ، محبوبيتى در ميان خاص و عام داشتند ، باقتضاى زمان و احتمال اينكه آن شاه مىشود و اين وليعهد ، ترجمهء منظوم ايشان را بشرح ذيل در حاشيهء تذكرهء خود افزود :
« شكسته ، و هو شجاع السلطنه * در بيشهء پردلى شكسته
سرپنجهء شير نر شكسته * به روى ز زمانه آفرين باد
بر مسند شاه جانشين باد * در كشور نظم هم بود شاه
از وى بشنو دو بيت دلخواه :
* * *
با چنين مستى اگر چشم تو هشيارى كند * بخت خوابآلودهء من نيز بيدارى كند
دگران در تو بحسرت نگران * من بحسرت نگران در دگران
هلاكو ميرزاى قاجار
عشق است تخلص جهانبان * داراى ديار يزد و كرمان
بريزد كنون فكنده سايه * زو اهل هنر بلندپايه
گر خود به ختا و گرد مشق است * بيتى دو ازو گواه عشق است :
* * *
بود كى بىباك زلفش در شكست دل چنين * گر نمىبودش غرور موميايى داشتن
* * *