تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
نالهء آتش‌فشانم در تو تأثيرى نكرد * يا دلت از موم بودى يا دلى زاهن مرا خلع نعلين دوعالم كرده‌ام از پاى دل * كوى جانانست بينش وادى ايمن مرا
اين بيت در سوى ادبى با بيت صائب :
در آن مقام كه من قطره مىزنم صائب * غبار هستى كونين گرد پاپوشست
مناسبتى دارد ، كما لا يخفى على المتأمل ، بينش :
در كف آن طفل بازيگوش باشد رشته‌ام * گو دهد سر بر هوا چون كاغذ بادى مرا
* * *
ز مشرق تا به مغرب سير دارد همچو كوكبها * نسازد راه گم روشندل از تاريكى شبها چو حفظ آبرو خواهى خموشى پيشهء خود كن * كه مىدارد صدف پاس گهر از بستن لبها
* * *
يك شب نشد سپيد بپيش رخ تو ماه * هرچند روى شست بصابون آفتاب
بيت فرحت و ولا هم درين زمين قريب يكديگر افتاده : فرحت گويد :
پيش صباحتش نتوانست شد سپيد * گر صبح چهره شست بصابون آفتاب
ولا گويد :
پيش صباحتش نتواند كه دم زند * گر ماه شد سپيد ز صابون آفتاب
بينش
از سر زلفت مگر عكسى به بحر افكنده‌يى * مىطپد چون ماهى بىآب ، موج از اضطراب
شاعر ( - گزارش خان ) اعتراض نمود كه لفظ اضطراب زائدست ، چه لفظ مىطپد كافيست ، بينش معترف قصور شد و من همان دم آن مصراع را چنين بستم : گشته همچون