تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
مشق سخن اولا از پدر و برادر خود و ثانيا از مولوى ميران محيى الدّين واقف نموده ، ولادت او در سنهء يك‌هزار و دوصد و بيست و شش هجريست ، و تاريخ ولادتش از مادّهء « آفتاب سپهر سيادت » كه برآوردهء پدر اوست برمىآيد » . « صبح وطن ، ص 39 » خان اعظم در تذكرهء ديگر خود موسوم به « گلزار اعظم » تكمله‌يى بر ترجمهء مزبور بشرح ذيل آورده است : « بينش تخلص سيد مرتضى پسر مير صادق على حسينى و دخترزادهء بيناست ، در سنهء يك‌هزار و دوصد و بيست و شش هجرى در شهر مدراس قدم بشاهراه هستى نهاد ، و بعد حصول شعور ، چشم بنظارهء گل و ريحان چمن هميشه‌بهار كتاب گشاد ، و در عربى تا شرح ملا جامى قدس سره السامى پيش اساتذهء اين ديار خواند ، و كتب متداولهء فارسيه هم از ايشان بسند رساند ، طرز سخن‌گويى اولا از پدر و برادر خود ثاقب آموخت ، و ثانيا از مولوى واقف درين فن بهرهء وافر اندوخت ، بجودت طبع و رسايى فكر شهرت داشت ، و در خوش‌تقريرى و حاضرجوابى همت گماشت ، هرگاه ! گرمى بازار شعر و شاعرى بآراستگى محفل مشاعرهء اعظم افزود ، بينش در حيدرآباد بود ، به مجرد استماع طنطنه‌اش بر جناح استعجال درينجا رسيد و باجازت مير مجلس داخل بزم سخن‌سنجان گشته باضافهء مشاهره كامياب گرديد ، بر كلام هم‌طرحان خود اعتراضها مىساخت ، و در جواب سؤالهاى ايشان هم مىپرداخت ، هرگاه ! در سال يك‌هزار و دوصد و شصت و پنج هجرى شوق زيارت عتبات حضرات عاليات على جدهم و عليهم السلام و الصلوات در دلش افتاد ، رضاى سه سال ازين سركار حاصل كرده در مشاعره حاضر شده اين معذرت - نامهء نوزده بيتى پيش حضار مجلس از زبان خود عرضه داد : ( نوزده بيت مثنوى با ابيات سست است بدين مطلع و مقطع :
اى به ميزان خرد سنجيدگان * معنى هر نيك و بد فهميدگان عزم مىدارم سوى خير البلاد * دوستان گويم شما را خير باد )
پس مع متعلق همراه قافله روانهء آن مواقف مقدسه گرديد ، و وقتى كه به بصره