تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
نام او ثبت شده ، در شمار اشعار زيب النسا بيگم آورده است :
بلبل از گل بگذرد گر در چمن بيند مرا * بت‌پرستى كى كند گر برهمن بيند مرا در سخن پنهان شدم مانند بو در برگ گل * ميل ديدن هركه دارد در سخن بيند مرا
ترجمهء حياتى هراتى ( ص 112 - 114 ) را كه از جواهر العجائب چاپى ( ص 19 - 20 ) نقل كرده ، شرح حال و شعر سه شاعره درهم است كه كاتب جواهر العجائب عنوان دو شاعرهء ديگر را از قلم انداخته و به صورت يك ترجمه درآورده است ، و چون آقاى كشاورز صدر مندرجات آن دو صفحه را با تغيير و تصرف و پس و پيش كردن عبارات نقل كرده تشخيص و تفكيك سه ترجمهء مزبور از يكديگر دشوارست . صاحب اختر تابان بنقل از جواهر العجائب حياتى هراتى را « حيات شيرازيه » و زوجهء قوام الدّين شيرازى نوشته ، و آنكه زن ملا بقائى هروى است « تونى آتون » معاصر عبيد اللّه خان اوزبك بوده و شاعرهء قرن دهمست ، و آنكه از خيل خدمهء شيخ آذرى است يك قرن ازو پيشتر مىزيسته ، و نامش از قلم كاتب جواهر العجائب افتاده است . با اين همه اشتباه كه در يك ترجمه روى داده است ، آقاى كشاورز صدر بدون ادنى مناسبتى در حاشيه سخن از جامى بميان آورده و نوشته‌اند كه : « هنگامى كه عبيد اللّه خان هرات را فتح كرد جامى قصيده‌يى براى او گفت كه مطلعش اينست :
خراسان سينهء روى زمين از بهر آن آمد * كه جان آمد در او ، يعنى عبيد اللّه خان آمد
تذكرهء عرفات ضمن شرح حال هلالى » . و با اينكه ايشان مطلع مزبور را از شرح حال هلالى كه در تذكرهء عرفات مسطورست نقل كرده ، مع‌ذلك شعر را به جامى نسبت داده ، و گويا ازين عبارت عرفات كه در ترجمهء هلالى آمده : « نقلست كه چون هرات بدست عبيد اللّه آمد ، مولوى در مدح وى قصيده‌يى بصدد نظم آوردند كه مطلعش اينست . . . الخ » ايشان « مولوى » را به « جامى » تعبير كرده‌اند .