پيش خط تو غاليهء مشك ناب چيست * جايى كه روى تست مه و آفتاب چيست
هرگه به من رسى و ز حالم كنى سؤال * حالى شود مرا كه ندانم جواب چيست
* * *
آبروى ما غبارى از سر آنكو بسست * خاكساران را همين مقدار آبرو بسست
* * *
برفت يار و ز ياران خويش ياد نكرد * بخير باد ، بما گرچه خير باد نكرد
* * *
تا بكى پيش تو عرض حال زار خود كنم * گر تو فكر من ندارى فكر كار خود كنم
زان بگرد خويش بينم سنگ . . . * با سپاه غم چو رو را در حصار خود كنم
* * *
به حال زار من آن سيمبر نمىبيند * ز حال رفتم و در حال من نمىبيند
مقيم كوى تو ياد چمن نمىآرد * غريب شهر تو روى وطن نمىبيند
* * *