تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
ناديده ما ز يار وفايى نمىرويم * ور هم رسد جفا ، ز جفايى نمىرويم هرجا كه مىرويم ديار حبيب ماست * ما از ديار عشق بجايى نمىرويم
* * *
نگار مست من از حال كس نمىپرسد * گلست و هيچ ز احوال خس نمىپرسد عجب نباشد اگر ياد من نكرد حبيب * زمانه‌ايست كه كس حال كس نمىپرسد »
و مؤلف عرفات كه رعايت حرف اول و دوم را مىكرده ، ترجمهء فردى تربتى را بعد از فخرى آورده ، و بنده براى آنكه معلوم شود واله داغستانى در انتحال و غارت عرفات چه بلايى بر سر تقى اوحدى آورده است ، همين دو ترجمه را عينا از عرفات العاشقين نقل مىكنم : « افتخار زمان مولانا فخرى در سنهء نهصد و هفتاد در هند بوده ، و مداحى سلطان سليمه بيگم حرم اكبر پادشاه ، و مداحى شاه حسن بن شجاع [ - شاه بيگ ] ارغونى بسيار كرده ، ديوانش قريب به پنج هزار بيت در آگره به نظر رسيد ، از آنجاست :
اى مرهم جان ريش خونين‌جگران * چون چشم تو نيست لطف اين سيمبران سوى تو بود چشم اميدم نگران * يك چشم بود هزار لطف دگران
* * *
صبا هرگه بزلف تابدار يار مىپيچد * ز غيرت عاشق مسكين به خود چون مار مىپيچد