تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
غم موى ميانش رنج باريكست و من دارم * مرض كم در جهان اين نوع در بيمار مىپيچد
* * *
از آن بپيش رخت ماه در حجاب شود * كه ذره مىننمايد گر آفتاب شود
* * *
گفتمش هركه رود سوى تو مجنون آيد * زير لب خنده‌زنان گفت دگر چون آيد پردهء ديده همه خون جگر داد برون * تا هنوز از پس اين پرده چه بيرون آيد
* * *
تا دل‌خسته در آن زلف دوتا افتادست * جان محنت‌زده در دام بلا افتادست با تو هر خسته‌دلى را كه چو من كار افتاد * مىتوان گفت كه كارش به خدا افتادست
* * *
هرآن‌كه صورت او ديد ، دل ز جان برداشت * چه صورتيست كزو دل نمىتوان برداشت
* * *
منم كه سجده‌گهم آستان خانهء تست * سپيدروئىام از خاك آستانهء تست فسون چشم تو ازبس‌كه خواب مردم بست * بهر كجا كه رسم در ميان فسانهء تست
* * *
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 425 | أحمد گلچين معانى