توفيق رفيق گشت چون آمالم * هر روز فزود دولت و اقبالم
اتمام چو يافت اين مطالع ، تاريخ * جوييد ز بكتيش قلى ابدالم - 950 « 1 »
و در مورد ثانى بايد گفت كه تحفة الحبيب بىديباچهيى در دست داشته و نشناختهاند ، و اللّه اعلم .
ترجمهء مؤلف - استاد دانشمند آقاى على اصغر حكمت در مقدمهء لطايفنامه ( ص كح - كط ) ترجمهء حالى بنام فخرى منقول از رياض الشعراء آوردهاند كه ترجمه و اشعار از فردى تربتى است ، و كسى كه از جانب ايشان مأمور استنساخ ترجمهء فخرى هروى از رياض الشعراء بوده ، پس از ثبت نام فخرى ترجمهء بعدى را كه از فردى تربتى بوده بقلم آورده و تسليم ايشان كرده است .
و اينك هر دو ترجمه را كه در رياض الشعراء بدنبال هم آمده است بنده نقل مىكنم تا حقيقت روشن شود :
« مولانا فخرى از سخنوران مملكت هندوستان بوده و صاحب ديوانست ، غالبا كه همان فخرى اوّلست « 2 » و اين اشعار از ديوان اوست :
صبا هرگه بزلف تابدار يار مىپيچد * ز غيرت عاشق مسكين به خود چون مار مىپيچد
* * *
از آن به پيش رخت ماه در حجاب شود * كه ذرّه مىننمايد گر آفتاب شود
* * *
با تو هر خستهدلى را كه چو من كار افتاد * مىتوان گفت كه كارش به خدا افتادست
* * *
هامش
( 1 ) - نقوى هم در كتاب خود ( ص 94 ) بوستان خيال را از آثار فخرى دانسته است .
( 2 ) - فخرى اول ترجمهاش اينست : « مولانا فخرى از سخنوران مملكت هندوستان بوده باقسام سخن قادر » ( نقوى هم در ( ص 93 ) ترجمهء فردى تربتى را بجاى فخرى هروى آورده است ) .