قيصرنامه ، دلافروز ، زر ناب ، قبسات القياس ، از تأليفات اوست ، رك : اختر تابان ، ص 53 - 55 » .
مظفر حسين صبا در ترجمهء او مىنويسد : « حسن تربيت والد ماجد خودش بكمال تهذيب و شايستگى مهذب و مؤدب نموده بر طريقهء تحصيل علوم قدم مىگذارد ، و به خوشنويسى و حسن خط دستى دارد ، خوشوضع و سنجيده طبع است ، و بموزونى موروثى در فارسى وارد و بنظم اشعار و تواريخ مىپردازد و باصلاح والد خودش آويزهء گوش مستمعان مىسازد ، اگر برين و تيره زمانى ورزش پذيرد البتّه كارش بالا گيرد » « روز روشن ، ص 612 » .
احوال بزرگان اين خاندان در نجم الثاقب و مراسلات احمدى ، و آفتاب عالمتاب ، و تاج الاقبال ، و شمع انجمن و صبح گلشن و نور ديده بشرح و بسط مسطورست و نسب به جابر بن عبد اللّه انصارى مىرسانند ، « اختر تابان ، ص 53 » .
ازوست
هرچند كه ايام گل و عهد شبابست * ليكن نخورم مى كه مرا خوف حسابست
از آفت هجران تو اى كان ملاحت * دل مضطرب و آه بلب ، ديده پرآبست
* * *
ترك عشقت اى بت نامهربان خواهيم كرد * با دگر نامهربان الفت بجان خواهيم كرد
الفتت گر نيست با ما اى جفاجو ، گو مباش * ما بر غمت الفتى با ديگران خواهيم كرد
قحط خوبان نيست ، هرجا دلبرى خواهيم جست * دل بقيد طرهء آن دلستان خواهيم كرد
قدر عشق ما اگر پيش تو نبود نيست غم * عشقبازى با نگارى قدردان خواهيم كرد