تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
آذر بيگدلى شاملو اسم شريفش لطف‌على بيگ بن آقا خان از اعزّه و نجباى ايران و از اوايل دولت بهيّهء صفويه موطن اصليهء اجداد ايشان اصفهان بهشت نشان بوده ، و آذر در سنهء اربع و ثلاثين و مائة بعد الالف ( 1134 ) در دارالسلطنهء اصفهان متولد شده ، مقارن اين حال فتنهء محمود غلجايى افغان رو داده ، ناچار تمامى خانوادهء او از اصفهان بدار المؤمنين قم هجرت كرده‌اند ، چهارده سال از عمر خود در آنجا گذرانيد ، نادر پادشاه افشار در اول جلوس ، پدرش را بحكومت خطهء لار و سواحل بحر فارس سربلند كرده ، وى بدار العلم شيراز حركت و بعد از دو سال پدرش از دار ملال بدار بقا ارتحال كرده ، و بعد از چندى در خدمت حاجى محمود بيگ عم خود احرام طواف بيت اللّه الحرام بر ميان جان بسته ، از راه عراق عرب روانهء شام و بعد از زيارت رسول انام و زيارت ائمهء بقيع عليهم السلام بطواف بيت اللّه الحرام مشرف ، و در مراجعت شرف‌اندوز آستان ملائك پاسبان شحنهء نجف و حاير سيد الشهداء حسين بن على و كاظميّين و عسكريّين عليهم من اللّه آلاف التحيات و التحف گرديده ، و عزيمت عراق عجم و فارس كرد ، و بعد از يك سال با جمعى از دوستان به زيارت ثامن ائمة ، رضا ، رضى من امّه ، فايز و در آن‌وقت اردوى نادرى پس از تسخير هندوستان و تركستان وارد آن ارض اقدس شده عازم تسخير جبال لكزيّه بوده ، و باتفاق اردو از راه مازندران به آذربايجان رفته ، از آنجا عزيمت عراق و بناى سكنا را در اصفهان نهاده ، بعد از قتل نادر شاه چندى در سلك ملازمان عليشاه و ابراهيم شاه و سليمان شاه و شاه اسماعيل منسلك بوده ، و در اواسط عمر گرانمايه كه اوايل دولت كريمخان زند بود ، ملازمت ترك و بكسوت فقر متلبّس و در مضافات قم قليلى املاك و رقبات داشت ، بزراعت مشغول ، و در هنگام حصاد و رفع محصول ، از تردّد محصلان ديوانى ملول ، و بسبب وزن فطرى و شوق جبلّى مايل به گفتن شعر
هامش
بقيهء حاشيه از صفحهء قبلطالعم شيرست و عمرى پشت بر من كرده بود * اين دم از راه عداوت روى بر من كرده است من بعون تربيت مىدارم از لطفت طمع * آنچه سلمان با على در دشت ارژن كرده است باد دايم در جهان سرورى مالك رقاب * تيغ سرسبزت كه قطع بيخ دشمن كرده است