تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
1160 هجرى اقتباس كرده است ، و با آنكه خود وى تحت تأثير آتشكدهء آقا صادق ، يك مثنوى سوز و گداز در تبيين حال و مقال وى سروده بود ، هيچيك را در تذكرهء خود مذكور نداشته ، و نگارنده در شمارهء اول از سال سوم مجلهء دانشكدهء ادبيات مشهد ( بهار 1346 ) هر دو مثنوى را با مقدمه و تصحيح درج كرده‌ام . آخرين چاپ آتشكده ( سه مجلدى كه مذكور افتاد ) با تصحيح و تحشيه و تكملهء تراجم باهتمام دانشمند محترم آقاى دكتر حسن سادات ناصرى صورت گرفته و به آتشكده گرمى و لطف خاصى بخشيده است ، بخصوص كه بسيارى از مسامحات و اشتباهات مؤلف را هم مصحح محقق يادآور شده و تصحيح كرده‌اند « 1 » ، متأسفانه اين اثر
هامش
( 1 ) - نيز از اشتباهات آذر است كه : « اتابك سعد زنگى از اتابكيهء فارس است ، مطلع اين رباعى را گفته ، و عميد الدّين اسعد ابزرى وزير شعر آخر رباعى را گفته . . . :در رزم چو آتشيم و در بزم چو موم * بر دوست مباركيم و بر دشمن شوم از حضرت ما برند انصاف بشام * وز هيبت ما برند زنار بروممؤلف تاريخ وصاف در احوال عميد الدّين اسعد بن نصر الابزرى مىنويسد : « بوقتى كه اداء رسالت را به حضرت سلطان محمد خوارزمشاه رفت ، او را اعزاز و استيناس فرمودند ، و بر كرسى زرين اجلاس ، و چنين گويند كه سلطان روزى در اثناء مجلس بزم ، اول اين مثناة در صنعت مطابقه انشا كرد : در رزم چو آهنيم و . . . الخ » بر سبيل امتحان خواجه عميد الدّين را باتمام آن اشارت راند ، بر بديهه گفت : از حضرت ما برند انصاف . . . الخ » با آنكه به نسبت گفتهء سلطان ، اين مجرى السيل من مطلع السهيل نمود ، زبان سلطنت ستايشها فرمود ، و آن روز بر ساز اين ترانه شراب نوشيدند » . ( ص 150 - 151 ) . در ذيل نام انيسى شاملو گويد : « در هندوستان به خدمت خان‌خانان هم‌صحبت سيد ذو الفقار و شكيبى بوده » . بشهادت مآثر رحيمى در سلسلهء خان‌خانان شاعرى بنام سيد ذو الفقار وجود نداشته ، و در قسمت عصرى تذكره‌هاى قرن يازدهم نيز بچنين نامى برنمىخوريم . بقيهء حاشيه در صفحهء بعد
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 12 | أحمد گلچين معانى