مه من كند بهركس كه رسد شكايت از من * كه كسى ز رحم ناگه نكند حكايت از من
* * *
درد ده آنقدرى ليك كه سنگ آرد تاب * در خور صبر نگوييم و توانايى دل »
و آذر بيگدلى همين ترجمه را با انتحال و مسخ بدين صورت آورده است : « بهارى از نجباى آن ديار ( - كازرون ! ) و اسمش نوروز شاه چندى حكومت قلعهء هرمز ! به او مفوض بوده ، دليرى تيزچنگ ، چابكسوار و اميرى خوشطبع كامكار بوده ، ازوست :
مه من كند بهركس كه رسد شكايت از من * كه كسى ز رحم ناگه نكند حكايت از من »
و نيز آذر در احوال شاه مير تقى قمى مىنويسد : تقى اوحدى ( - صاحب تذكرهء عرفات العاشقين ) حال او را نوشته كه : من او را ديدم مرد خوشصحبتى بود . . .
الخ » .
همچنين ترجمهء شمس الدّين ارجاسب قمى را از آن تذكره نقل كرده و 8 بيت از 19 بيت قطعهء وى را كه در هجو يكى از معاصرانست در كتاب خود آورده و باز موارد ديگرى هم هست كه از عرفات استفاده كرده ، با اين وصف در ترجمهء تقى الدّين اوحدى چنين نوشته است : « اوحدى ، اسمش تقى الدّين از بليان محال كازرون است اما در اصفهان متولد شده ، سواى اين دو شعر شعرى از ايشان ديده نشد » ؟ !
و حال آنكه تقى اوحدى در عرفات چهارده صفحه بشعر و شرح حال خود اختصاص داده و 488 بيت از اشعار مختلف خويش بقلم آورده است .
آتشكده تاكنون پنج بار بطبع رسيده است : كلكته ، سربى ، 1249 ، ق ؛ بمبئى ، سنگى ، 1277 ؛ و 1299 ق ، تهران ، افست ، 1337 ش ؛ تهران ، سربى ، 3 جلد در 1336 و 1338 و 1340 ش و ناتمام .
آذر بيگدلى نام تذكرهء خود را هم از مثنوى آتشكدهء آقا صادق تفرشى متوفى در