دار الملك جلا يافته ، چون ابيات قصايد ببلاد عراق متفرق شدند ، آذر و هاتف و بعضى از ظرفا رخت از اصفهان به بيغولهء قم و كاشان كشيدند ، آقا محمد تقى صهبا و مولانا حسين رفيق به شيراز تشريف آوردند ، و آذر را مضمون بعضى از قصايد دلپذير حاكى از شكايت آن گرگ پيرست . . . »
ازينجا ببعد مؤلف بيست و سه صفحهء ديگر كه بالغ بر چهارصد و هفتاد سطر مىشود در دنبال احوال آذر آورده و بعضى از قصايد او را با شأن نزول هريك بيان كرده است ، و درين مبحث قصايدى از رفيق و هاتف ، و تركيبى از صباحى در مرثيهء وى مسطورست و به اين رباعى پايان مىپذيرد كه صباحى سروده است :
« اين رباعى نيز در تاريخ فوت آذر ازوست :
رباعيه
آذر كه شفيع او پيمبر بادا * هم محفل او ساقى كوثر بادا
تاريخ وفاتش ز خرد جستم گفت : * جاويد جنان محفل آذر بادا »
« تجربة الاحرار و تسلية الابرار تأليف عبد الرزاق بيگ مفتون دنبلى »
آفتاب عالمتاب تأليف قاضى محمدصادق خان اختر هوگلى در 1269 ق
شامل تراجم چهار هزار و دويست و شصت و چهار شاعر قديم و جديدست كه بسال 1238 ه ق تأليف آن آغاز گشته و در 1269 پايان پذيرفته است .
در فهرستها نشانى ازين نسخه نيست ، ولى مظفر حسين صبا در 1295 قسمت اعظم آن را در تذكرهء روز روشن نقل كرده است ، ازينرو احتمال مىرود كه نسخهيى از آن با اضافاتى به خط مؤلف ( بنا بر تعريف مؤلف روز روشن ) در بهوپال موجود باشد .
ترجمهء مؤلف
« اختر - قاضى محمد صادق خان از اعيان شهر هوگلى بود ، و هوگلى شهريست