انجام :
« گر كشتنيم چنان كُش از بهر خداى * كز بنده شنيده باشى اى روح فداى
زان ميگونلب ببوسهء جانافزاى * مستم كن و آنگه رگ جانم بگشاى »
درين كتاب از اشعار مؤلف بسيار آمده است .
نسخه :
كتابخانهء ملّى ملك ، شمارهء ( 4300 ) از قرن سيزدهم هجرى .
زرگنده ، آقاى ركن الدّين همايون فرخ ، بخش غزليات با ديباچهء كتاب .
ترجمهء مؤلف :
شرح حال خاور در تذكرههاى دورهء قاجار مذكورست ، ولى سلطان محمد سيف - الدوله كه برادر اوست در تذكرهء بزم خاقان ترجمهء او را بمصداق اهل البيت ادرى بما فى البيت ، بهتر از ديگران و چنين بقلم آورده است :
« خاور نواب حيدر قلى ميرزاست ، چند سالست كه در قصبهء گلپايگان روزگار بسر مىبرد ، و از دربار خلافت وجوهات آن محال در ازاى اخراجات ايشانست ، در ميانهء شاهزادگان از حيث رفتار بيگانه شده است ، و با مردمان باديهنشين يگانه ، بندگانش بسوارى و جدال و قتال و سرقت اموال متردّدين خالى از ميل نيستند ، بااينحال اشعار بسيارى دارند ، اين چند غزل از ايشانست » و چهار غزل ازو آورده است .
نسخهيى از ديوانش در كتابخانهء آستان قدس رضوى موجودست و بشمارهء ( 414 ) در فهرست اينجانب معرفى شده است .