تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
سخن و بذله‌گوست ، و ليك با فرماندهى آن ولايت خوش‌سخنى و بذله‌گويى خالى از اشكال نيست ، پيوسته اوقات شريف را بايراد لطائف نغز و اجراى ظرائف بديعه مصروف مىدارند ، و ندماى خاص ايشان ضبط مىنمايند ، گويند كتابى در ذكر احوال شعراى متقدمين و متأخرين تصنيف و تأليف فرموده‌اند كه آتشكدهء آذر شراره‌ايست از آن اخگر ، و ذرّه‌ايست از آن مهر انور ، تخلصش خسروى اشعارش رشك نتايج افكار امير خسرو دهلوى ديوانش از چهار هزار بيت بيشست . عدد اولاد ذكورش ده است كه اكبر آنها كاظم ميرزاست ، كه حسب الحكم شهريارى بفرماندهى اشرف مازندران مفتخرست ، و نام نيكويش بدادرسى سمر ، و عدد اولاد اناثش شانزده است . امّيد كه از بخت خسروى همواره كامياب و كام‌جو باشند » . « گلشن محمود » در تذكرهء مميز ( نسخهء مجلس شمارهء 904 ص 16 ) نيز ترجمه‌اش باختصار مسطورست و در مجمع الفصحا ( ج 1 ص 25 ) تاريخ فوتش سال 1260 ثبت شده و ابيات ذيل از سفينة المحمود و تذكرهء مميز و مجمع الفصحا انتخاب گرديده است :
من خود آلوده دامنم ، زچه‌رو * منع رند شرابخواره كنم
* * *
از آفتاب تيغ و ز مريخ ، خود جوى * وز چرخ توسن و ز مه نو ركاب خواه
* * *
به حال خسروى مىسوزدم دل * كه يك جان دارد و جانانه‌يى چند
* * *
از آن لعل لبان يك حرف و از ما * رسيدن بر حيات جاودانى
* * *
لذت شمشير ترا يافتم * هر نفسم كشته شدن آرزوست
* * *