بحر هستى را اندر صدف هفت سپهر * همچو سلطان جهان گوهر يكدانه نبود »
و شعاع الملك افزوده است كه :
« مؤلف اين اوراق گويد كه در حدود سنهء هزار و سيصد در شيراز عليين طراز پا نهاد ، و اين شهر مينو بهر را محل اقامت قرار داد ، مأوى و مدرسش مدرسهء هاشميّه بود ، و در آنجا زبان بتدريس معقول و منقول مىگشود ، در هر علمى ماهر بود ، و بهر فن قادر ، ويژه در علم نجوم كه چشم سبعهء سيّاره ثانيش را نشان ندارد ، و امهات اربعه در صد قرن قرينش را نيارد ، من بنده دورهيى از هيئت و نجوم را نزد آن مرحوم ديدم و سخنان حكمتآميزش را به گوش دل شنيدم ، بمفاد لكلّ موسى فرعون سيد مصطفى نامى ادعاى برادرزادگى وى داشت ، و سال و ماه تخم مخالفتش را در مزرع قلوب مىكاشت ، تا در سنهء هزار و سيصد و دوازده ازين سراى پرملال درگذشت ، و در بيرون تكيهء حافظيه مدفون گشت ، شعر بسيارى عربيّا و فارسيّا گفته بود كه بمثابهء ساير ضياع و عقارش در نزد آن سيّد مردود مفقود و نابود شد ، لهذا به همان غزلى كه در تذكرهء خازن الاشعار بود اكتفا نمود » .
نسخه :
يك نسخه ازين تذكره در تصرف مرحوم سالار جنگ شيرازى بوده و متأسفانه چندانكه بنده تحقيق كردم معلوم نشد كه پس از فوت او بچه سرنوشتى دوچار شده است ، شگفتست كه در كتابخانهء سلطنتى هم نسخهء آن وجود ندارد .
ترجمهء مؤلف :
« طرفهء محلاتى مسكن شيرازى الاصل ، اسمش ميرزا فرج اللّه و برادر مهتر ميرزا حبيب خاقانى ثانى است كه حالش بيان شد ، و همانا گفته شده كه اصلشان از شيرازست ، و در كودكى نقل به محلات كرده ، بالجمله ادب طرفه بيش از خاقانى بوده ، خطش هم امتياز داشته ، در سلطنت محمد شاه مبرور كه بهمن ميرزاى برادرش حكمران آذربايجان بود ، مشار اليه در حضرت او مقام خدمت خاص و رتبهء منشىباشيگرى داشت ، و بعد از رفتن شاهزادهء مزبور بمملكت روس چنانچه در تواريخ دولت قاجاريه ضبط است ،