تذكرهء حيرت از قيام الدّين حيرت اكبرآبادى هندى در نيمهء دوم قرن دوازدهم
بهگوان داس در ترجمهء احوالش مىنويسد : « قيام الدّين حيرت ، موطنش اكبرآباد است ، پدرش شيخ امان اللّه ببعضى خدمات آن شهر اشتغال داشت ، خودش به مكتبدارى اوقات مىگذرانيد ، تذكرهء مختصرى تأليف نموده ، ازوست :
غم هجر قد چون تير هلال ابرويى * عاقبت پشت دوتا همچو كمان ساخت مرا
* * *
يادگارى مانده است افسانهء شيرين ازو * گر ز دنيا خسرو ملك جنون فرهاد رفت
* * *
به آن چشمى كه سازد غارت جانها نگار من * چه خواهم كرد يا رب گر شود روزى دوچار من
پريشان خاطرم كرد از درازيهاى بىپايان * بزلفش همسرى دارد مگر شبهاى تار من
« سفينهء هندى ، ص 60 »
تذكرهء خازن الاشعار تأليف ميرزا فرج اللّه خان شيرازى محلاتى متخلص به طرفه و ملقب به خازن الاشعار در اواخر قرن سيزدهم
تذكرهايست عصرى و معتبر شامل تراجم عدهيى از شعراى دورهء ناصرى كه بفرمان ناصر الدّين شاه قاجار اين غزل او را استقبال كردهاند :