و اينك عبارت عرفات را كه در كتاب ايشان به كلى درهم ريخته شده عينا و صحيحا نقل مىكنم :
« زبدة الاقران و الاماثل خواجه امير بيگ نظرى از ارباب و اهالى آنجاست ، صاحب سياق و عمل بوده ، مئونت و ثروت به قدر داشته ، تا زمان شاهطهماسب باقى بوده ، بسيار فهيم و مدرك آمده ، و هميشه در خدمت مخاديم و اعزّه اوقات عمر گرامى باحسن وجوه گذرانيدى ، او راست :
اگر گويم نهال قامتت دلجوست مىرنجى * و گر گويم سر زلف تو عنبر بوست مىرنجى
شكايت چون كنم از جور چشم فتنهانگيزت * كه گر گويم ترا بالاى چشم ابروست مىرنجى . . . »
« عرفات ، برگ 94 » در ذيل رونقى همدانى ( ص 283 ) آورده است كه : صاحب تذكرهء ميخانه وفاتش را در 1031 نوشته است ، ولى با قرائنى كه در دستست اين مطلب صحيح به نظر نمىرسد ، و احتمال دارد كه تا حدود سال 1060 در قيد حيات بوده است » .
مؤلف ميخانه كه كتاب خود را در 1028 تمام كرده است از رونقى زنده نام مىبرد ، و بنده كه ميخانه را تصحيح كردهام تاريخ فوتش را بنقل از عرفات 1038 ثبت كردهام ، و چنان كه هم در ميخانه و هم درين كتاب ذيل عرفات توضيح دادهام ، تقى الدّين اوحدى پس از اتمام عرفات در 1024 تا سال 1042 وفيات را ثبت مىكرده ، و در صحت اين تاريخ يعنى 1038 ترديدى نمىتوان داشت .
اميدوارم كه مؤلف فاضل درصدد تصحيح و تكميل كتاب خود باشند و با تجديد نظرى كه خواهند كرد اثرى بوجود آورند كه خيال همه را از بابت تراجم رجال همدان آسوده گردانند ، اشعار شعرا هم درين كتاب بسيار درهم ريخته و مغلوطست كه انشاءاللّه آنها را هم تصحيح خواهند فرمود .
جلد دوم
- مشتملست بر فهرست مندرجات ( ص 3 - 13 ) ، مقدمه ( ص 15 - 19 ) ،