فقيد مرحوم محمد قزوينى ( به ظن متاخم بعلم ) اين نسخه را اصل و دستنويس مؤلف ( محمد بن بدر جاجرمى ) دانسته است ، با اين همه تخلص شاعر نشان مىدهد كه شعر از آن كيست و محتاج بيّنه نيست ، رك : مقدمهء قزوينى بر مونس الاحرار ، نسخههاى عكسى كتابخانههاى ملى و مجلس .
در مكتوبى كه ميرزا ابراهيم همدانى به شيخ بهائى نوشته و از كتاب سلافة - العصر نقل شده است ، قطعه شعرى فارسى در پنج بيت هست كه بيت دوم و سوم آن مغلوط بوده و عينا با همان اغلاط درج شده است بدين صورت :
هم نسخه سرجار ز علمه كه نافع است * وز دين ان ( كذا ) لغو بو على و ژاژ بحترى
زين مردمان كه ديوان شيات حرز كند ( كذا ) * در گوشهاى نهان شده بنشسته چون پرى
( ص 229 )
و صواب چنين است :
هم نسخهيى سه چار ز علمى كه نافعست * نز دين لغو بو على و ژاژ بحترى
زين مردمان كه ديو ازيشان حذر كند * در گوشهيى نهان شده بنشسته چون پرى
در صفحهء 244 شاعرى بنام « ملا امانى يا ( امانىنيا ) از شعراى نيمهء اول قرن دهم هجرى و معاصر شاهطهماسب اول » معرفى شده كه آخر به هندوستان رفته و ثروت اندوخته ، و مأخذ اين ترجمه عرفات و مجمع الخواص ذكر شده است .
عبارت عرفات چنين است : « رند چنانى امانى بنّاى همدانى از اهل اين عصرست ، با آنكه عاميست گاهى بحسب اتفاق بيتى ازو سر مىزند ، بالفعل در آنجا موجودست » .
« عرفات ، برگ 126 »
مؤلف مجمع الخواص هم مىگويد كه : « امانى همدانى مردى فقير و بينواست ،