و اوقات خود را به گلكارى مىگذراند » ( ص 271 ) .
بنابراين معلوم شد كه امانىنيا نيست و امانى بنّاست كه معاصر شاهعباس اول بوده و در زمان تأليف عرفات ( 1022 - 1024 ) حيات داشته ، و به هندوستان هم نرفته است .
در صفحهء 246 ترجمهء امير بيگ همدانى و امير بيگ نظرى را از تذكرهء نصرآبادى و عرفات گرفته داخل هم كرده است .
و اما امير بيگ همدانى همانست كه در تذكرهء نصرآبادى ( ص 146 ) ترجمهاش مسطورست و اينكه مؤلف مىنويسد : « صاحب تذكرهء عرفات از شاعرى بنام خواجه امير بيگ نظيرى نام مىبرد ، و مىنويسد : « تا زمان شاهطهماسب ثانى بود و اين رباعى به دو منسوبست :
اگر گويم نهال قامتت دلجوست مىرنجى * اگر گويم ترا بالاى چشم ابروست مىرنجى
شكايت چون كنم از دور چشم فتنهانگيزت * اگر گويم ترا بالاى چشم ابروست مىرنجى »
اين دو بيت چنان كه خواهد آمد بشاعرى همدانى بنام جلال نسبت داده شده و چون همانطور كه اشاره شد محتمل است جلال شاعر همين امير بيگ يا ميرزا بيگ باشد در اينجا ياد شد » ( ص 247 ) .
و باز در صفحهء 261 ذيل جلال بنقل از تذكرهء روشن كه البتّه تذكرهء روز روشن مقصودست ، آورده كه : « جلال همدانى ، خواجه امير بيگ نام داشت » و دو بيت بالا را با آنكه در روز روشن صحيح چاپ شده مجددا به همان صورت غلط در ذيل نام او آورده است .
و حال آنكه در تذكرهء روز روشن مسطورست كه : « جلال . . . خواجه امير بيگ نام داشت » و آقاى دكتر « همدانى » را بدنبال « جلال » الحاق كرده است .