تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
و آن‌كس كه نداند و نداند كه نداند * در جهل مركّب ابد الدهر بماند
و در سال 160 و يا 170 بنا بر ( اختلاف نقل ) درگذشت . و بايد دانست كه بعضى در نسبت خليل ابن احمد فرهودى نوشتند نه فراهيدى و چنين به نظر رسد كه در نام پدر تيره اختلاف باشد نه در نسبت و فيروزآبادى در قاموس نام پدر تيره‌اى را فرهود نوشت و ياقوت در معجم الأدباء فراهيد و اين خود گواه مدّعى است و فرهود به معنى گوزن بچّه است و فراهيد به معنى گوسپند خرد ( كوچك ) .

فربرى :

منسوب است به فربر بر وزن ستبر از قراى بخارى و از اين قريه است ابو البشر محمّد ابن علىّ بن عبد العزيز بن ابراهيم فربرى در شمار محدّثان و فقيهان و متوفّى 549 .

فرجى :

با فتح اوّل و دوّم و كسر جيم منسوب است به فرج از شهركهاى اندلس نزديك قرطبه و ازآنجاست ابو سليمان ايّوب بن حسين بن محمّد فرجى معروف به ابن الطويل در شمار فقيهان و اديبان و متوفّى 382 .

فرح :

با فتح اوّل و دوّم و در آخر حاى حطّى به معنى شادى و ابن فرح كنيت مشهور شهاب الدّين ابو العبّاس احمد بن فرح بن احمد بن محمّد لخمى اشبيلى است در شمار اعلام محدّثان و اديبان و صاحب منظومه در اقسام حديث بدين مطلع :
غرامى صحيح و الرجا فيك معضل * و حزنى و دمعى مرسل و مسلسل
و اين منظومه را عزّ الدّين ابو عبد اللّه محمّد ابن احمد بن جماعهء كنانى شرح كرد به نام زوال الترح فى شرح منظومه ابن فرح و ابن فرح در سال 699 درگذشت . « 1 »

فرحون :

بر وزن كم خون نام نياى برهان الدّين ابراهيم بن على است معروف به ابن فرحون و در يعمرى بيايد .

فرّخى :

منسوب است به فرّخ به معنى خجسته و مبارك و ريشهء آن فررخ است به معنى زيبا رخ و مبارك و ميمون نيز از همين معنى گرفته شده است و فرّخى تخلّص شاعرانهء ابو الحسن علىّ بن جولوغ سيستانى است در شمار اساتيد شعر فارسى و ستايشگر سلطان محمود غزنوى و فرزندش مسعود و پيش از آنكه به دربار غزنويان رسد ، به دربار ابو المظفّر احمد ابن محمّد امير چغانيان ( چغانيان نام بخشى است در ماوراءالنهر ) پيوست و قصيدت مشهور خود را به اين مطلع :
با كاروان حلّه برفتم ز سيستان * با حلّهء تنيده ز دل تافته ز جان
در ستايش او گفت و نيز قصيدت معروف به داغگاه را با اين سرآغاز :
تا پرند نيلگون بر روى پوشد مرغزار * پرنيان هفت رنگ اندر سر آرد كوهسار
و از او صلتى نيكو گرفت و فرّخى در قصيدت‌سرائى چنان است كه سعدى در غزل‌سرايى و رشيد الدّين وطواط گفت : « شعر سهل و ممتنع گفتن در عرب مخصوص ابو فراس بود و در عجم خاصّ فرّخى » . و اين ابيات در وصف بهار از اوست :
هامش
( 1 ) - و نيز ابن ابى بكر بن فرح ارموى مكنّى به ابى الروح از مردم اروميّه و در شمار افاضل فقيهان و مردى صالح بود ( الأنساب / سمعانى : 1 / 116 ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 97 | سيد على اكبر برقعى قمى