تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
و ابن فرات كنيت مشهور ابو الحسن علىّ بن محمّد ابن موسى بن حسن بن فرات است از وزراى مقتدر خليفهء عبّاسى و سه بار منصب وزارت يافت و از وزارت بر كنار گرديد . و چنين نويسند كه : « ابن فرات داراى اخلاقى ستوده بود و بدگويان در حقّ مردم را گوشمال داد تا ديگر بر سعايت و بدگويى گستاخى نكنند و هم نگذاشت مردم در پيش رويش راه روند چونان ديگر وزيران و گفت : من اين كار را با بندگان زرخريدم نكنم تا چه رسد به آزادگان و در سال 312 با پسرش محسن به قتل رسيد ! » . گويند : « ابن علّاف قصيدت هرّيه را در مرثيت محسن فرزند ابن فرات گفت از بيم آنكه مبادا گرفتار آيد » . نيز ابن فرات كنيت ابو عبد اللّه جعفر بن محمّد برادر ابن فرات وزير است و در زمان وزارت برادر خود منصب‌هايى يافت و در سال 297 درگذشت . نيز ابن فرات كنيت فرزند او فضل بن جعفر است و در حنزابه ترجمتش گذشت .

فراديسى :

با فتح اوّل منسوب است به فراديس جمع فردوس به معنى بستان و آن نام موضعى است در بيرون دمشق و دروازهء شهر دمشق را كه فراسوى آن است از همان روى باب الفراديس گويند و از آن موضع است ابو النصر اسحاق بن يزيد قرشى فراديسى در شمار محدّثان و متوفّى 227 و بخارى در صحيح خود از او حديث كرد و نيز فراديس نام موضعى است در حلب .

فراس :

بر وزن كنار و ابو فراس شير است . نيز كنيت همّام بن غالب شاعر شهير عرب و در فرزدق بيايد . نيز كنيت حارث بن سعيد بن حمدان حمدانى است پسر عم سيف الدوله و حاكم منبج و در شمار اديبان و شاعران و دليران و جنگجويان و صاحب ابن عبّاد در وصف شعرش گفت كه : « شعر از ملك آغاز شد و به ملك ختم گرديد » . و مقصودش امرؤ القيس و ابو فراس بود و از قصايد معروف او قصيدت ميميّهء اوست كه به شافيه موسوم است و چنين نوشتند كه : « ابو فراس به بغداد خود را رسانيد و در معسكر بايستاد و حالى كه پانصد شمشيرزن با شمشيرهاى آخته پشت سرش بايستادند آن قصيدت را خواند و از دروازهء ديگر بغداد بيرون رفت » . و مطلع قصيده اين است :
الحق مهتضم و الدّين مخترم * و فىء آل رسول اللّه مقتسم
و در غزل گفته است :
سكرت من لحظه لا من مدامته * و مال بالنوم عن عينى تمايله فما السلاف دهتنى بل سوالفه * و لا الشمول ازدهتنى بل شمائله الوى بعزمى اصداغ لوين له * و غال قلبى بما تحوى غلائله
و در سال 357 كشته گرديد . « 1 »

فراسى :

با ضبط پيش منسوب است به فراس از قراى تونس و عبد الرحمن بن محمّد فراسى تونسى در شمار اديبان و شاعران و متوفّى 408 بدان منسوب است .

فراوى :

با فتح اوّل بنا بر ضبط ياقوت و با ضمّ آن بنا بر ضبط ابن خلّكان منسوب است به فراوه از قراى نسا و از آن قريه است ابو عبد اللّه كمال الدّين
هامش
( 1 ) - و نيز فراس بن يحيى همدانى كوفى در شمار كاتبان و محدّثان بود و مكنّى به ابو يحيى ( لغتنامه / دهخدا : 35 / 101 ) . و نيز فراس بن حسن خراسانى از شاگردان احمد ابن خلف و محمّد بن خلف است كه از سازندگان آلات فلكى بودند ( همان كتاب ) .