عوجاء :
با فتح اوّل و سكون واو مؤنّث اعوج به معنى كژ و ابن ابى العوجاء كنيت عبد الكريم بن ابى العوجاء است كه در آغاز به فراگرفتن علم كلام پرداخت و از حسن بصرى فراگرفت و سپس راه زندقه را رفت و به الحاد گراييد و پيرو طريقت مادّيّين گرديد و در اين راه پيشرفت و شهرتى يافت و سخنانى پراكند و با متكلّمان به بحث و جدل پرداخت تا آنگاه كه محمّد بن سليمان عامل منصور خليفهء عبّاسى در كوفه او را بگرفت و زندان كرد و هواخواهانش به جنبش درآمدند و شفيعان برانگيختند و نزد منصور فرستادند و ابن ابى العوجاء خود گفت : « اگر امير تا سه روز مرا مهلت دهد يكصد هزار درهم او را دهم » . ابو الجبّار آن خبر را به محمّد بن سليمان رسانيد محمّد دانست كه قضيّه چگونه است و گفت : « وقتى از نماز جمعه بازگشتم مرا بياگاهان » . ابو الجبّار چنان كرد و محمّد بن سليمان بىدرنگ ابن ابى العوجاء را از زندان بيرون شدن خواست و هم بىدرنگ فرمان كشتن او را داد و شنيدندش كه گفت : « بدانيد كه من چهار هزار حديث ساختم و در آن ، حلال را حرام و حرام را حلال كردم و روز صوم را روز فطر و روز فطر را روز صوم گردانيدم » . اين بگفت و سيّاف گردنش را بزد .
عوسجه :
بر وزن جوهره قسمتى از خار است و نام عوسجة بن حرملهء جهنى صحابى و نام پدر مسلم بن عوسجه سعدى است كه مردى دلير و پارسا بود و در كربلا شهيد گرديد .
عوفى :
منسوب است به عوف بر وزن خوف پدر تيرهاى در عرب و عطيّة بن سعد بن جنادهء عوفى در شمار محدّثان و مفسّران و از شاگردان ابن عبّاس و صاحب تفسيرى در پنج جزء به دو منسوب است و ابن قتيبه در كتاب معارف ، عطيّه را به ولاى با بنى عوف بن سعد بن قيس عيلان پيوند رساند نه نسب . نيز سديد الدّين محمّد بن محمّد بن يحيى بن طاهر بن عثمان عوفى بخارائى در شمار اعلام اديبان و دانشمندان و صاحب كتاب لباب الألباب در شرح حال شاعران و كتاب جامع الحكايات شامل حكايات و اشعار و امثله ، عوفى در سال 600 از ماوراءالنهر كوچيد و شهرها و كشورها را گرديد و به هندوستان رسيد و به دربار سلطان ناصر الدّين قباچه كه در سند سلطنت كرد پيوست و تا پايان عمر در هندوستان بود . و عوف در چندين معنى به كار رفته است : حال ، نيز بهره ، نيز مهمان ، نيز خروس ، نيز شير ، نيز گياهى خوشبو و ابو عوف ، ملخ نر است و امّ عوف ، مادهء آن . « 1 »
عويمر :
با ضمّ اوّل و فتح دوّم بر وزن مسيطر مصغّر عامر از اعلام است و نام چند تن از صحابه و محدّثان .
عيّاش :
با فتح و تشديد بر وزن عبّاس به معنى خوشگذران ( آنكس كه خوب زندگانى كند ) از اعلام است و ابن عيّاش كنيت احمد بن محمّد
هامش
( 1 ) - و نيز محمّد بن محمّد بن علىّ بن عطيّهء عوفى اسكندرى عاتكى مكنّى به ابو على و ملقّب به شمس الدّين وى از نسل عبد الرحمن بن نعمان بن عوف و در شمار فقيهان شافعى و اهل تصوّف بود . در سال 818 در اسكندريّه متولّد شد و سفرهايى به مكّه و يمن و هند كرد و به مصر بازگشت و در نواحى دمشق اقامت گزيد و در سال 906 در همانجا درگذشت . از اوست :
كشف البيان عن صفات الحيوان ، الحجة الراجحة فى سلوك المحجة الواضحه ، ابتغاء القربة باللباس و الصحبة و ديوان شعر ( الأعلام / زركلى : 7 / 53 ) .