كرخى است در شمار نويسندگان زبردست كه در شيوا و رسانويسى به او اشارت كنند و در ديوان انشاى قائم خليفهء عبّاسى كتابت كرد و چندين بار به نيابت وزارت رسيد و در آغاز ، كيش مسيح داشت و ازآنپس كه مقتدى خليفهء عبّاسى بر ذمّيان سخت گرفت علاء بر دست ابو شجاع وزير دين اسلام را پذيرفت و در سال 498 درگذشت و از نظم اوست :
يا هند رقى لفتى مدنف * يحسن فيه طلب الاجر
يرعى نجوم الليل حتّى يرى * مل عراها بيد الفجر
ضاق نطاق الصبر عن قلبه * عند اتساع الخرق فى الهجر
و نيز از اوست :
اقول للائمى فى حبّ ليلى * و قد ساوى نهار منه ليلا
اقل فما اقلت قط ارض * محبّا جر فى الهجران ذيلا
و لو ممن احبّ ملأت عينا * لكنت إلى هواه اشدّ ميلا
نيز نام شمس الدّين ابو بكر علاء بن محمّد است در شمار اديبان و مفسّران و محدّثان و صاحب كتاب مفتاح دار السعاده و كتاب زاد المعاد و كتاب تهذيب سنن ابى داود و كتاب تفسير اسماء القرآن و غير اينها و متوفّى 715 . و بايد دانست كه علاء بر وزن سماء و على بر وزن جدا هر دو به يك معنى است امّا آن را با فتح اوّل خوانند و با الف و در آخر همزه نويسند و عامّه به غلط آن را با ضمّ اوّل خوانند و اين را با ضمّ اوّل و در آخر الف خوانند و با يا نويسند و ابو العلاء كنيت احمد بن عبد اللّه تنوخى است و در معرّى بيايد . « 1 »
علاثه :
با ثاى ثخذ بر وزن گشاده به معنى كشكاب ( كشك و روغن كه به هم آميزند ) نيز هر دو چيز كه به هم آميخته شود نام علاثة بن صحار سليطى صحابى است .
علاف :
با كسر اوّل بر وزن كنار جمع علف « 2 » نام علاف بن طوار قضاعى است پالان دوز مشهور عرب و پالانهاى علافيه به او منسوب است و علّاف با فتح و تشديد بر وزن عطّار به معنى علففروش لقب جمعى است ، از جمله : ابو هذيل علّاف محمّد بن هذيل بن عبد اللّه بن مكحول بصرى در شمار اعاظم متكلّمان معتزله و براثر قدرتى كه در فنّ مناظره داشت مذهب اعتزال را پيش برد و رونق داد و در سال 235 درگذشت .
و از جمله : ابو بكر علّاف هبة اللّه بن حسين شيرازى در شمار اعلام فاضلان و شاعران و متوفّى 377 و با آنكه بيش از نود سال عمر كرد مويش سپيد نگرديد و در اينباره گفت :
الام و فيم يظلمني شبابى * و يلبس لمتى حلك الغراب
هامش
( 1 ) - و نيز علاء بن حضرمى بن ضمار بن سلمى بن اكبر در شمار صحابه و از مردم حضرموت يمن است در صدر اسلام فتوحاتى كرد و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله او را به ولايت بحرين منصوب ساخت ( لغتنامه / دهخدا : 33 / 1 ) .
و نيز علاء بن بدار مكنّى به ابو محمّد در شمار محدّثان و تابعى است ( لغتنامه / دهخدا : 33 / 1 ) .
( 2 ) - علف : بر وزن كمر هر چيزى است كه به چهارپا خورانند خواه تر باشد و خواه خشك ( مؤلّف ) .