تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
و يظهر قلبى عذرها و يعينها * على فما لى فى الفؤاد نصيب و قد علمت نفسى مكان شفائها * قريبا و هل ما لا ينال قريب لئن كان برد الماء ابيض صافيا * إلى حبيبا انّها لحبيب
و از پا درآمد و رنجور گرديد ، او را نزد طبيبى كه در يمامه بود بردند و از معالجت او سودى نگرفت و نزد طبيبى ديگر در حجر بردند و همچنان بىنتيجه ماند و عروه گفت :
جعلت لعراف اليمامة حكمة * و عراف حجران هما شفيانى فما تركا من حيلة يعلمانها * و لا سلوة الا بها سقيانى فقالا شفاك اللّه و اللّه ما لنا * بما حملت منك الضلوع يدان
ابو الفرج دراغانى نوشت كه : « عروه را نزد ابن عبّاس حالى كه در عرفات بود بردند و گفتند بر اين رنجور دعا كن . پرسيد مگر او را چه رنجى است ؟ گفتند : رنج عشق و هنوز سخن به پايان نرسيده بود كه عروه بيفتاد و جان داد امّا عفراء ازآن‌پس كه خبر مرگ عروه را شنيد ديگر عنان طاقت از دست بداد و به شدّت بىتاب گرديد و پس از چند روز درگذشت و معاوية بن ابى سفيان ازآن‌پس كه داستان عشق آن دو را شنيد و هم شنيد كه هر دو در راه عشق جان سپردند گفت : اگر بر حال آن دو وقوف يافتم ايشان را به يكديگر رساندم و عروه جز در عشق عفراء شعرى نظم نكرد » .

عفيرى :

منسوب است به عفير بر وزن زبير نام نياى ابو سعيد عفيرى در شمار شاعران توانا كه راه الحاد و زندقه را رفت و از اوست :
هى الدنيا و ليس لها تناه * و نوم القبر ليس له انتباه و ليس يخرب الدنيا الحكيم * القديم القادر الاحد الإله
و عفير با همان ضبط نام عفير بن ابى عفير انصارى صحابى است .

عقال :

بر وزن كنار به معنى رسنى است كه به آن بازو و ساق شتر بندند و از همين معنى است عقالى كه عربان سر را به آن بندند و ابو عقال كنيت سعيد بن محمّد بن جريح قيروانى است در شمار اديبان و شاعران و كاتب قاضى سليمان بن عمران از قضات افريقيّه و متوفّى 297 و در مرثيت قاضى سليمان گفت :
عجبا لموضع لحده فى قبره * للعلم و العرفان كيف توسعا رجعوا الخصوم و خلفوا علم الهدى * فى باب سلم لا يزال ممتعا اتت المنية من تلبب قاضيا * خمسين عامّا و ثنتين و اربعا « 1 »
عقبه : بر وزن خفته به معنى نوبت ، نيز بدل از اعلام است و نام جمعى از صحابه و تابعان و محدّثان ، از جمله : عقبة بن سمعان غلام رباب دختر امرئ القيس زوجهء امام حسين عليه السّلام و مورّخان پاره‌اى از قضاياى كربلا را از او گرفته و نقل كرده‌اند . « 2 »
هامش
( 1 ) - و نيز عقال بن شية مكنّى به ابو شيطم در شمار محدّثان است ( لغتنامه / دهخدا : 33 / 351 ) . ( 2 ) - و نيز عقبة بن ابى معيط مكنّى به ابو وهب و همچنين عقبة بن حارث بن عامر مكنّى به ابو سروعه هر دو در شمار صحابيانند و نيز عقبة بن علقمهء بيرونى مكنّى به ابو عبد الرحمن و نيز عقبة بن وهب -