تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
وهيت به الاجام حين نشابها * كرم السيول و هيبة الآساد « 1 »
عطوى : با فتح اوّل و دوّم منسوب است به عطيّه پدر ابو عبد الرحمن محمّد بن عطيهء بصرى در شمار متكلّمان و شاعران و صاحب كتاب خلق الافعال و كتاب الادراك . مبرّد گفت : « عطوى تا در بصره بود شعر نگفت و چون به سامرّا رسيد به نظم شعر پرداخت و ازآنجا اشعارش به ما رسيد » .

عطيّه :

با فتح و تشديد ياى حطّى بر وزن سجيّه به معنى عطا از اعلام است و نام جمعى از صحابه و محدّثان . « 2 »

عفّان :

بر وزن عطّار و عامّه به غلط آن را با ضمّ اوّل بر وزن جهّال خوانند و آن يا مأخوذ است از مادّه عفن به معنى بدبو ، نيز بالاروندهء كوه و يا از مادّهء عفت و به هر تقدير از اعلام است و نام پدر عثمان بن عفّان اموى سوّمين خليفهء اسلامى و نام چند تن از صحابه . « 3 »

عفراء :

بر وزن صحراء به معنى خاك‌آلود ، نيز ماده آهو ، نام عفراء معشوقهء عروة بن حزام عذرى است از مشاهير عشّاق عرب و چنين نوشتند كه : « عروه و عفراء با يكديگر نشو كردند و عشق با آن دو نشو كرد و عروه از عمويش خواست كه عفراء را براى او خطبه كند و عمويش دير جنبيد تا آنگاه كه عروه با كاروانى از خاندانش كه به شام رفتند رفت و در همان هنگام مردى از بلقاى شام عفراء را خطبه كرد و به زنى گرفت و او را با خود به طرف بلقا برد . عروه در بازگشت از شام تنى چند را ديد كه مىروند و زنى با آنان بر شتر سرخ‌مويى سوار است به يارانش گفت : « اين عفراء است » . گفتند : « تو همواره نام عفراء را بر زبان آرى دمى از ياد او بيارام » . گفت :
و انى لتعرونى لذكراك هزة * لها بين جلدى و العظام دبيب و ما هو الا ان اراها فجاءة * فابهت حتّى ما اكاد اجيب
هامش
( 1 ) - و نيز عطّاف بن خالد مكنّى به ابو صفوان در شمار محدّثان بود ( لغتنامه / دهخدا : 33 / 313 ) . ( 2 ) - از جمله : عطيّة بن سعيد بن عبد اللّه اندلسى قفصى مكنّى به ابو محمّد در شمار عالمان حديث و از متصوّفين قرن چهارم هجرى چندى به سياحت در مشرق پرداخت و به ماوراءالنهر رسيد و مدّتى نيز در نيشابور اقامت گزيد متوفّى 407 در مكّه صاحب كتاب تجويز سماع و كتابى در حديث . و از جمله : عطيّة بن بسر در شمار صحابه . و از جمله : عطية بن حارث همدانى مكنّى به ابو روق در شمار محدّثان . و از آن جمله : عطيّة ابن ابى جميله مكنّى به ابو هزان در شمار محدّثان . و از آن جمله : عطيّة بن اسود كلبى از موالى بنى كلب و در شمار شاعران و از مردم شام بود و در عصر بنى اميّه مىزيست چون مروان بن محمّد را هجو كرد و يمانىها را به شورش تشويق نمود مروان در حدود سال 130 او را به قتل رسانيد ( الأعلام / زركلى : 4 / 237 ) . ( 3 ) - و نيز عفّان بن مسلم بن عبد اللّه صفّار مكنّى به ابو عثمان از ثقات حافظان حديث بود در سال 134 در بصره متولّد و در بغداد اقامت گزيد . هنگامى كه مأمون خليفهء عبّاسى قول به خلق قرآن را اظهار داشت گفت تا از عفّان نيز در اين مورد سؤال شود و اگر نپذيرد مقرّرى او را كه پانصد درهم در ماه بود قطع كنند . عفّان در جواب گفت :وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ. [ ذاريات : 22 ] . گويند : « نخستين كسى بود كه در اين راه صدمه ديد » . و در سال 220 در بغداد درگذشت ( تهذيب التهذيب : 7 / 230 ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 44 | سيد على اكبر برقعى قمى