گويند و عصفرى كسى را گويند كه چنان پيشه داشته باشد و آن لقب ابو عمرو خليفة بن خيّاط بصرى است معروف به شبيب عصفرى در شمار مقرئان و اخباريان و صاحب كتاب التاريخ و كتاب طبقات القرّاء و كتاب تاريخ الزمنى و العرجان و البرصى و العميان ( تاريخ زمينگيران و لنگان و پيسان و كوران ) و كتاب اجزاء القرآن و اعشاره و اسباعه و آياته . نيز خطّاب عصفرى كوفى در شمار محدّثان خاصّه .
عصفور :
بر وزن پرزور به معنى گنجشك ، نيز هر پرنده كه از كبوتر كوچكتر است و ابن عصفور كنيت مشهور ابو الحسن علىّ بن مؤمن بن محمّد بن على حضرمى اشبيلى است در شمار اعلام نحويان و شاگرد دبّاج و شلوبين و صاحب شرح جمل و شرح جزوليّه و كتاب الممتع و كتاب مختصر المحتسب و غير اينها . و چنين نوشتند كه : « ابن عصفور از مطالعهء كتب سير نشد و جز با كتاب انس نورزيد و هم از راه پارسايى بگرديد و در بزم بادهگساران نشست » . و از نظم اوست :
لما تدنست بالتفريط فى كبرى * و صرت مغرى بشرب الراح و اللعس
ايقنت ان خضاب الشيب استر لى * ان البياض قليل الحمل للدنس
و در سال 369 درگذشت و قاضى ناصر الدّين ابن منير در مرثيتش گفت :
اسند النحو الينا الدؤلى * عن امير المؤمنين البطل
بدأ النحو على و كذا * قل به حق ختم النحو على
عصيده : بر وزن چكيده قسمى از حلواست و فارسيان آن را ترحلوا گويند برابر خشك حلوا و ابن ابى عصيده كنيت مشهور ابو جعفر احمد بن عبيد بن ناصح بن بلنجر كوفى است و در اصل از مردم ديلم بود در شمار اعلام ادب و مؤدّب معتزّ فرزند متوكّل عبّاسى و صاحب كتاب عيون الاخبار و الاشعار و كتاب المقصور و الممدود و كتاب المذكّر و المؤنّث و از نظم اوست :
ضعفت عن التسليم يوم فراقنا * فودعتها بالطرف و العين تدمع
و امسكت عن رد السلام فمن رأى * محبا به طرف العين قبلى يودع
رأيت سيوف البين عند فراقنا * بايدى جنود الشوق بالموت تلمع
عليك سلام اللّه منى مضا عفا * إلى ان تغيب الشمس من حيث تطلع
گويند : « وقتى متوكّل آهنگ كرد كه معتزّ را جانشين خود كند و ولايت عهد را به او سپارد ابن ابى عصيده اندكى از مرتبت معتزّ كاست و خوراك صبحانهء او را ديرتر به او خورانيد و هنگام بازگشتن او را بىگناه بزد . معتزّ قضايا را به پدر خود نوشت متوكّل ابن ابى عصيده را طلبيد و گفت : « چرا با معتزّ چنان كردى ؟ » . گفت :
« از مقامش كاستم تا بداند كه نعمت كسى را كاستن چه اندازه سخت است و خوراكش را ديرتر دادم تا بداند گرسنگى چه اندازه رنجبار است و او را بىگناه زدم تا بداند ظلم چه اندازه ناپسند است » . متوكّل او را تحسين كرد و ده هزار درهم او را داد و ابن ابى عصيده در سال 273 و يا 278 درگذشت .
عصيمة :
با ضمّ اوّل بر وزن زبيدة مصغّر