معنى شعر چنين است : روز چهارشنبهاى كه در آن جماع نكنم و باده ننوشم چهارشنبهء شومى است و اگر در آن جماع كنم و باده بنوشم ، با اين حال آن روز را نكوهش كنم به چنان چهارشنبهاى ظلم كرده باشم » . و در سال 335 درگذشت . و معمر نام موضع و قريهاى نيز باشد . « 1 »
معمورى :
منسوب است به معموره از قراى بيهق و از آن قريه است محمّد بن احمد معمورى بيهقى در شمار اديبان و رياضىدانان و صاحب كتابى در مخروطات و هندسه و كتابى در نحو و كتابى در تصريف و در سال 485 كشته گرديد .
و از نظم اوست :
دعاك الربيع و ايّامه * الا فاستمع قول داغ نصوح
يقول اشرب الراح وردية * ففى الراح يا صاح روح و روح
و غنى البلابل عند الصباح * لاهل الشراب الصبوح الصبوح
معن : بر وزن رهن نام ابو الوليد معن بن زائدهء شيبانى است از اعلام اسخياى عرب و كسى كه در جود و سخا ضرب المثل است و از همين روى شعرا بهترين اشعار خود را به مدح او اختصاص دادند تا جايى كه خليفهء زمان را آن مدايح ناراحت كرد و در سال 152 درگذشت . « 2 »
معنى :
با همان ضبط منسوب است به معن بن مالك بن نميم بن دوس پدر تيرهاى در قبيلهء ازد و از اين تيره است سفيان بن خالد ازدى معنى در شمار محدّثان خاصّه . « 3 »
معيّه :
بر وزن صفيّه نام نياى تاج الدّين ابو عبد اللّه محمّد بن قاسم بن حسين بن معيّة الحسنى الديباجى الحلّى است مشهور به ابن معيّه در شمار اعلام اديبان و نسبشناسان و شاعران و صاحب كتاب معرفة الرجال و كتاب نهاية الطالب فى نسب آل ابى طالب . وى از مردم حلّه بود و در همان شهر سال 776 درگذشت و جنازهاش را به نجف حمل كردند و در حسب حال خود گفته است :
هامش
( 1 ) - و نيز معمرى جرجانى مكنّى به ابو زراعه از شاعران قريب العهد رودكى ، عوفى او را از شعراى آل سامان دانسته . از اوست :جهان شناخته گشتم به روزگار دراز * نياز و ناز بديدم در اين نشيب و فراز
نديدم از پس دين هيچ بهتر از هستى * چنانكه نيست پس از كافرى بتر ز نياز( لغتنامه / دهخدا : 43 / 758 ) .
( 2 ) - و نيز معن بن اوس بن نصر بن زياد مزنى در شمار شاعران توانايى است كه جاهليّت و اسلام را درك كرد و دربارهء جمعى از صحابه مدايحى دارد . در اواخر عمر نابينا گرديد و عبد اللّه بن عبّاس و عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب او را گرامى مىداشتند متوفّى 64 در مدينه ( الأعلام / زركلى : 7 / 273 ) .
و نيز معن بن عدى اوسى انصارى در شمار صحابه و برادر عاصم است و در جنگ يمامه در زمان خلافت ابو بكر شهيد شد ( عقد الفريد : 4 / 24 ) .
( 3 ) - و نيز محمّد مسيح بن اسماعيل معنى فسائى معروف به مسيحا در شمار عالمان و شاعران عهد شاه سليمان و شاه سلطان حسين صفوى و در شعر ، معنى تخلّص مىكرد متوفّى 1215 و از اوست :رنگش ز شوخ چشمى نظاره بشكند * بر روى او به ديدهء معنى نظر كنيد( ريحانة الأدب : 5 / 314 ) .