تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
محدّثان و فقيهان شافعى و صاحب كتاب ذخاير العقبى فى مناقب ذوى القربى و كتاب البيان فى اخبار صاحب الزمان و متوفّاى 483 و مغازل كسى است كه با زنان عشقبازى كند و حديث آنان بر زبان آرد .

مغامى :

منسوب است به مغامه بر وزن زمانه و آن نام شهرى است در اندلس و از آن شهر است ابو عبد اللّه محمّد بن عتيق بن فرج تجيبى مغامى در شمار پيشوايان قرائات و متوفّاى 485 .

مغراء :

بر وزن صفراء نام پدر اوس بن مغراء سعدى است از قبيلهء بنى سعد در شمار شاعران عرب و ميان او و نابغهء جعدى مهاجات بود و از شعر اوست در بنى صفوان بن سجنه كه منصب افاضه در روز عرفه با آن قبيله بود :
و لا يريمون فى التعريف موقفهم * حتّى يقال افيضوا الى صفوانا مجدا بناه لنا قدما اوائلنا * و ورثوه طوال الدهر اخوانا
و به نظر مىرسد كه مغراء نام مادر او باشد نه پدر او زيرا مغراء مؤنّث امغر است و مغراء زنى است سفيد چهره كه در رخسارش رنگ سرخى ديده شود و به فارسى چنان زن را گلگون گويند و امغر مردى است كه رخسارش چنان باشد .

مغلّس :

بر وزن محدّث نام نياى ابو الحسن عبد اللّه بن احمد بن محمّد بن مغلّس است معروف به ابن مغلّس كه رئيس مذهب داوديان « 1 » در عصر خود بود . ابن نديم گفته كه : « پس از مرگ او هم كسى مانند او ديده نشد . وى از دانشمندان و فاضلان و راستگويان و در نظر مردم برتر از ديگران بود و خانه‌اش كنار نهر مهدى بود و علماى ساير شهرها آهنگ ديدارش كردند و كتابها پرداخت ، از جمله : كتاب الموضح جواب سؤال‌ها و كتاب المزنى و كتاب المنجح و كتاب المفصح و كتاب احكام القرآن و غير اين‌ها » . و متوفّاى 324 . و مغلّس كسى است كه در تاريكى فرورود .

مغونى :

منسوب است به مغون بر وزن رسول و آن از قراى بست است در ناحيت نيشابور و از آن قريه است عبدوس بن احمد مغونى در شمار محدّثان .

مغيره :

به ضمّ ميم و فتح غين بر وزن جهينه نام مغيرة بن شعبة بن عامر بن مسعود ثقفى است در شمار داهيان و زيركان عرب و والى بصره و كوفه در زمان عمر بن خطّاب و ابو لؤلؤ قاتل عمر غلام او بود و در سال 50 درگذشت و نام مغيرة بن حبناء حنظلى است
هامش
( 1 ) - داوديّه نام مذهبى است كه در فقه و كيفيّت استنباط احكام در قرن سوّم هجرى پديد گرديد و پيروان آن را داوديّين خوانند و منسوب است به داود بن - - علىّ بن خلف اصفهانى در شمار فقيهان و پارسايان و مذهبش در فقه چنين است كه در استنباط حكم بايد به كتاب و سنّت رجوع كرد و رأى و قياس و هرچه غير از قرآن و حديث است بىاعتبار دانست نظير اخباريّين در مذهب اماميّه و در ابطال قياس و اثبات طريقه‌اش كتابها پرداخت و هم كتابهاى ديگر كه ابن نديم آنها را در فهرست ذكر كرده است . وى در سال 202 متولّد گرديد و در سال 290 درگذشت . ابو بكر شيرازى در طبقات الفقهاء گفته كه : « اصل داود از اصفهان بود امّا در كوفه از مادر زاد و در بغداد نشو و نما كرد و قبرش در شونيزيّه است و كسى بود كه رياست علم بغداد به او منتهى شد و در مجلس درسش چهارصد دانشجو طيلسان سبز بر دوش حاضر شدند ( طيلسان جامهء گشاد و بلندى است كه خطيبان و قاضيان و فقيهان بر دوش اندازند ) » . ( مؤلّف ) .