سلطان ملكشاه و سلطان سنجر و وزراى آن دو مخصوصا خواجه نظام الملك وزير بود همچنين بعضى از مشاهير عصر خود را مدح گفت و در سال 542 درگذشت و اين ابيات نمونهء طبع عالى و قدرت و توانايى اوست :
اى آفتاب يغما ! اى خلخىنژاده * هم ترك ماهرويى هم ماه حورزاده
هستى به مهر و خدمت استاده و نشسته * هم در دلم نشسته هم پيشم ايستاده
تو سيم ساده دارى در زير مشك سوده * من لعل سوده دارم بر روى سيم ساده
گر بىتو شادى آرم يادم مباد شادى * ور بىتو باده نوشم نوشم مباد باده
معشر : بر وزن محشر و ابو معشر كنيت جعفر ابن محمّد بن عمر بلخى است از اعاظم منجّمان و هيويان . ابن نديم گفته : « وى در آغاز پيرو اصحاب حديث يعنى در شمار علماى ظاهرى بود و در جانب غربى باب خراسان ( دروازه خراسان ) منزل داشت و با كندى خصومت ورزيد و او را به علوم فلسفه مىنكوهيد و نزد عامّه از او به زشتى سخن مىكرد . كندى كسى بر او گماشت تا علم حساب و هندسه را در نظر او جلوه دهد و جلوه داد امّا علم هندسه و حساب را نخواست و يا نتوانست كامل كند و به طرف علم احكام نجوم گراييد و در اين علم بارع گرديد و هم كندى از شرّ او ايمن گشت » .
گويند : « علم نجوم را پس از اينكه چهل و هفتساله بود فراگرفت و نظرش در احكام نجوم صائب بود و مستعين خليفهء عبّاسى او را تازيانه زد براى اينكه خبرى از پيش داد و چنان شد كه او خبر داده بود . ابو معشر گفت : براى اينكه صواب گفتم تازيانه خوردم » . ابو معشر كتابها پرداخت ، از جمله :
كتاب هيئة الفلك و اختلاف طلوعه و كتاب زيج الهزارات ( شصت و چند باب ) و كتاب المدخل الكبير و كتاب المدخل الصغير و كتاب تحاويل سنّى العالم و غير اينها كه در فهرست ابن نديم و اخبارالحكماى قفطى مسطور است و در سال 272 در سنّ صدسالگى و يا بيشتر درگذشت .
معط :
بر وزن كفر مخفّف معطى به معنى دهنده و بخشنده نام پدر زين الدّين يحيى بن معط زواوى است از اعلام نحويان و ناظمان و در زواوى گذشت .
معقرى :
منسوب است به معقر بر وزن مجلس و آن نام وادى است در يمن نزديك زبيد و ابو عبد اللّه احمد بن جعفر معقرى در شمار محدّثان منسوب به آن است .
معقل :
بر وزن مجلس به معنى پناهگاه ، كوه بلند ، جايى كه شتر را پابند زنند از اعلام متعارفه است نام چند تن از صحابه ، از جمله : معقل بن منذر صحابى . و معقّل بر وزن محدّث لقب ربيعة بن كعب است و معقّل كسى است كه ديگرى را بر سر عقل آورد و يا شتر را عقال كند و يا كسى را از حاجتش باز دارد . « 1 »
هامش
( 1 ) - و نيز معقل بن قيس رياحى از سرداران دلاور و بخشنده و در زمرهء صحابه بود . عمّار ياسر او را براى دادن مژدهء فتح شوشتر به نزد عمر فرستاد و بنى ناجيه وقتى مرتدّ شدند ، عمر وى را بهسوى ايشان گسيل داشت و در جنگ جمل شرطهء علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام بود و هنگامى كه مستورد بن علقه خروج كرد ، مغيرة بن شعبه معقل را به جنگ او فرستاد و در اين جنگ كشته شد در سال 42 هجرى ( تاريخ / ابن اثير : 3 / 413 و 436 ) . -