تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
ملكت عنان الفضل حتّى اطاعنى * و ذللت منه الجامح المتصعبا و ضاربت عن نيل المعالى و حوزها * بسيفى ابطال الرجال فما نبا و اجريت فى مضمار كلّ بلاغة * جوادى فحاز السبق فيهم و ما كبا و لكن دهرى جامح عن مآربى * و نجمى فى برج السعادة قد خبا و من غلب الأيّام فيها يرومه * تيقن ان الدهر يمسى مغلبا
وقتى بر جمعى از علويان گذشت و آنان را در عمل ناپسند ديد گفت :
يعز على اسلافكم يا بنى العلى * إذا نال من اعراضكم شتم شاتم بنوا لكم مجد الحياة فما لكم * اساتم إلى تلك العظام الرمائم أرى الف بان لا يقوم لهادم * فكيف بيان خلفه الف هادم
معيدى : منسوب است به معيد بر وزن زبير و آن نام پدر قبيله‌اى است و از آن قبيله است منقذ ابن ضمرهء معيدى و منقذ همان كسى است كه مثل معروف : « و تسمع بالمعيدى خير من ان تراه » دربارهء اوست يعنى : « نام معيدى را بشنوى بهتر است كه او را ببينى » . و اين مثل را در مورد كسى آرند كه شنيدنش از ديدنش بهتر باشد . و نخستين كسى كه آن سخن را گفت : منذر بن ماء السماء بود و داستانش چنين است كه : « معيدى بر اموال منذر چشم طمع دوخت و مقدارى از آن را با چيره دستى به غارت برد ، منذر هر قدر كوشيد تا او را دستگير كند نتوانست ناچار او را امان داد ، معيدى خود را ظاهر كرد ، منذر چون او را بديد به چشم حقارت بر او نگريست چه مردى زشت منظر بود و آن جمله : را بر زبان آورد كه سپس ضرب المثل گرديد . معيدى گفت : مرد جز به زبان و دل نيست . منذر از آن سخن در شگفت شد و او را در سلك خواص خود كشيد » . و نيز ابو الحسين احمد بن سليمان معيدى در شمار علما ، ادبا و خوشنويسان به او منسوب است .

معيقب :

بر وزن مهيمن نام معيقب بن ابى فاطمهء دوسى و معيقب بن معرض يمامى است كه هر دو از صحابهء پيغمبرند .

مغارى :

منسوب است به مغار بر وزن قطار از قراى فلسطين و از آن قريه است ابو الحسن محمّد ابن فرج مغارى در شمار محدّثان .

مغايظ :

وزان مجاهد نام نياى ابو عبد اللّه محمّد ابن عمر بن يوسف انصارى قرطبى است معروف به ابن مغايظ از اعلام مقرئان كه بر وجوه قرائات آگاهى زياد داشت و مردم را تعليم قرآن و حديث داد و در مدينه مجاورت اختيار كرد و ازآنجا به مصر رفت و در مصر سال 558 درگذشت . و مغايظ كسى است كه ديگران را به خشم آورد و يا بر حريف غلبه كند . و گفته مىشود : « غايظ صاحبه فى العمل ؛ يعنى با راه و غلبه يعنى در كار بر حريف و همكارش چيره گرديد » . بنابراين مغايظ كسى است كه در كار بر ديگرى پيش افتد و يا او را به خشم آرد .

مغازلى :

منسوب است به مغازل بر وزن مقابل نام نياى ابو الحسن علىّ بن محمّد بن طيّب واسطى است معروف به ابن مغازلى در شمار