تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
نصر بن حسن بن جوشن بن منصور بن عيلانى نميرى است در شمار اديبان و شاعران كه در كودكى آبله او را كور كرد امّا از كسب علم باز نايستاد و علوم ادبيّه را نزد ابو منصور جواليقى آموخت و در فنّ نظم شعر بارع گرديد و خلفا و وزرا را ستود و به ابن هبيرهء وزير پيوست . و در سال 588 درگذشت و از نظم اوست در غزل :
لها من الليل البهيم طرة * على جبين واضح نهاره و معصم يكاد يجرى رقة * و انّما يعصمه سواره
و در تحمّل فراق دوستان گفته است :
فقد حملت من طول التنائى * عن الاحباب ما لا استطيع
و در فخر گفته است :
ما فى قبايل عامر * من معلم الطرفين غيرى خالى زعيم عبادة * و ابى زعيم بنى عمير
مرّى : با تشديد راى بىنقطه منسوب است به مرّه وزان غرّه و آن نام مرّة بن عوف بن سعد بن ذبيان است پدر قبيله‌اى در عرب و از اين قبيله است ابو شرحبيل رماح بن ابرد مرّى ، معروف به ابن مياده و در مياده بيايد . و شبيب بن زيد بن جمرة بن عوف مرّى معروف به ابن البرصاء در شمار شاعران دولت اموى و ميان او و خاله‌زاده‌اش عقيل بن علقمه منافرت و مهاجات بود چندان‌كه از يكديگر دورى جستند و يكديگر را هجو گفتند با اين وصف از اشراف و اعيان عشيره‌اش بود و اخبار و اشعارش بسيار است و از شعر اوست در شناسايى خود :
و انّى لسهل الوجه يعرف مجلسى * إذا احزن القاذورة المتعبس « 1 »
يضيء سنا جودى لمن ينبغى القرى * و قد حال دون النار ظلماء حندس الين لذى القربى مرارا و تلتوى * باعناق اعدائى حبال فتمرس
و در برصاء نامش برده شد و در اينجا چند چيز بر آن افزوده گرديد و ابو عبد اللّه محمّد بن سودة بن ابراهيم بن سودهء مرّى غرناطى در شمار اديبان و نحويان و لغويان و شاعران و متوفّى در حدود 637 .

مريخ :

وزان زبير و ابن مريخ لقب ابو عبد اللّه محمّد بن عمر بن محمّد بن حسن بغدادى ريّانى است در شمار محدّثان و از مشايخ ابو بكر قلانسى و ابو العلاء فرضى و متوفّاى 689 در بغداد .

مريسى :

منسوب است به مريس وزان خسيس بنا بر ضبط ابن خلّكان و مريسه وزان خسيسه بنا بر ضبط ياقوت و آن نام يكى از قراى مصر است در ناحيت صعيد و از آن قريه است ابو عبد الرحمن بشر ابن غياث بن ابى كريمهء مريسى در شمار فقيهان و متكلّمان حنفى و رئيس فرقهء مريسيه و متوفّى 218 .

مرينى :

منسوب است به مرين بر وزن زبير نام قريه‌اى از قراى مرو و از آن قريه است احمد بن تميم ابن عباد بن سلم مرينى مروزى در شمار محدّثان و متوفّاى 300 .

مزاحم :

وزان معاند از اعلام است و نام پدر نصر بن مزاحم منقرى و در منقرى بيايد و نام پدر ابو القاسم ضحّاك بن مزاحم بلخى است در شمار مفسّران و محدّثان و نحويان و شاگرد سعيد بن جبير و از او تفسير آموخت و پيشه‌اش تأديب و تعليم
هامش
( 1 ) - قاذوره ، كسى است كه با مردم نياميزد از جهت خلق بدش ( مؤلّف ) .