تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
و امّا ضبط محفّض در اينكه به صيغهء اسم مفعول است بر وزن مظفّر شكّى نيست فقط بحث در اين است كه با خاى نقطه‌دار است و يا با حاى بىنقطه و همين موضوع مورد بحث چند تن از اديبان بوده است و بالاخره بر داورى ابو بكر بن دريد اتّفاق مىكنند و به خانهء او مىروند و ماجرا را براى او شرح مىدهند . ابن دريد گفت : « چرا بىراهه رفتيد محفّض با حاى بىنقطهء مفتوح و فاى مشدّد و ضاد نقطه‌دار است به معنى مطروح يعنى چيزى را كه بر زمين افكنند » .

محقّق :

به صيغهء اسم فاعل بر وزن مكبّر كسى است كه به بررسى و پژوهش موضوع‌ها و مسائل علمى بپردازد و درصدد حقيقت و جستجوى واقعيّت آنها باشد خواه موضوع‌هاى عقلى باشد و يا نقلى و آن لقب جمعى است ، از جمله : ابو القاسم نجم الدّين جعفر بن حسن حلّى معروف به محقّق حلّى و در حلّى گذشت . و از جمله : نور الدّين علىّ ابن حسين مشهور به محقّق كركى از اكابر فقيهان و در كركى گذشت . و از جمله : حسين بن جمال الدّين محمّد خونسارى معروف به محقّق خونسارى از اعلام فقيهان و جامع معقول و منقول و صاحب كتاب مشارق الشموس در شرح دروس و حاشيه بر شرح اشارات و دو حاشيه بر كتاب شفا و متوفّى 1099 و اين رباعى از اوست :
اى باد صبا طرب‌فزا مىآيى * از طرف كدامين كف پا مىآيى از كوى كه برخاسته‌اى راست بگو * اى گرد به چشمم آشنا مىآيى
و از جمله : محمّد باقر بن محمّد مؤمن سبزوارى است مشهور به محقّق سبزوارى شاگرد شيخ بهائى و استاد محقّق خونسارى و صاحب كتاب ذخيرة المعاد در شرح ارشاد و كتاب الكفايه و در فقه و كتاب روضة الانوار در آداب سلوك و كتاب مفاتيح النجاة در ادعيه و غير اين‌ها و متوفّى 1090 و اين رباعى از نظم اوست :
در عالم تن چه مانده‌اى بىمايه * پايى بردار و بگذر از نه پايه از مشرق جان بر تو نتابد نورى * تا از پى تن همىروى چون سايه
و از جمله : ابو القاسم بن محمّد حسن گيلانى مشهور به محقّق قمّى و مصنّف كتاب قوانين الاصول و كتاب الغنائم و كتاب المناهج و كتاب جامع الشتات و غير اين‌ها و ديوان شعر به عربى و فارسى و متوفّى 1231 . « 1 »

محكان :

وزان غفران به معنى بدخلق ، كژخوى و لجوج نام پدر مرّة بن محكان سعدى است
هامش
( 1 ) - و نيز زين الدّين عبد الرءوف بن تاج العارفين بن علىّ بن زين العابدين محقّق مناوى از بزرگان علماى دين مردى متّقى بود متولّد 952 و متوفّى 1031 . و از اوست : الجواهر المضيئة فى الآداب السلطانيّة ، سيرة عمر بن عبد العزيز ، تيسير الوقوف على غوامض احكام الوقوف ، الكواكب الدريّة فى تراجم سادة الصوفيّة ( لغتنامه / دهخدا : 41 / 550 ) . و نيز احمد بن محمّد بن مكّى بن ياسين قمولى قرشى مخزومى مكنّى به ابو العبّاس ملقّب به نجم الدّين در شمار علما و فقهاى عامّه در قرن هشتم . وى چند منصب قضا در قوص و اخميم و سيوط را داشت . و از اوست : كتاب البحر المحيط فى شرح الوسيط ( او كتاب وسيط غزالى را كه در فقه شافعى شرح كرد آنگاه آن را ملخّص نمود و آن را جواهر البحر ناميد ) ، شرح اسماء الحسنى و شرح مقدّمهء ابن حاجب متوفّى 727 ( لغتنامه / دهخدا : 36 / 479 ) .