تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
محلّت بوده است به نام مخرّم بن شريح بن مخرّم بن مالك بن ربيعة بن حارث بن كعب و مخرّم پيش از آنكه بغداد شهر گردد در آن محلّت فرود آمد و به نام او بماند و از آن محلّت است ابو الحسن خلف ابن سالم مخرّمى در شمار حفّاظ حديث و متوفّى 231 . و مخرّم كسى است كه مهره‌ها را سوراخ كند و مخرمى به سكون خاى نقطه‌دار و كسر راى بىنقطه منسوب است به مخرمه بر وزن منزله و آن نام نياى عبد اللّه بن جعفر مخرمى است در شمار محدّثان و از اصحاب امام صادق عليه السّلام و ابن المخرمى با همين ضبط لقب ابو نصر محمّد بن مبارك بن يحيى بغدادى است در عداد محدّثان و فاضلان و از مشايخ ابو العلاء فرضى و متوفّى 688 .

مخزومى :

با زاى نقطه‌دار منسوب است به مخزوم وزان محروم پدر تيره‌اى در قبيلهء قريش به نام مخزوم بن يقظة بن مرّة بن كعب بن لوى بن غالب و از اين تيره است ابو الخطّاب عمر بن عبد اللّه بن ابى ربيعهء مخزومى قرشى از شاعران عرب و گويند در قريش از او نيكوپردازتر نبود و سال 23 شبى كه عمر بن خطّاب به قتل رسيد متولّد گرديد و ابو العبّاس احمد بن هبة اللّه بن علاء مخزومى در عداد اديبان و نحويان و از مخصوصان ابن خشّاب چندان‌كه از او جدا نگرديد و بسيار علم از او فراگرفت و متوفّى 611 و از نظم اوست در غزل :
و مهفهف يسبيك خط عذاره * و يريك ضوء البدر فى ازراره حاكت شمائله الشمول و هجنت * لطف النسيم يهب فى اسحاره
و محمّد بن نصر مخزومى اديب و شاعر كه در قيسرانى گذشت و ابو محمّد سعيد بن مسيّب مخزومى از فقيهان تابعين در مدينه و در علم او گفته‌اند كه : « او از هركس به داوريهاى پيغمبر و خلفا داناتر بود » . و از زهرى و مكحول پرسيدند فقيه‌ترين كسى را كه ديديد چه كسى بود ؟ گفتند : « سعيد بن مسيّب و عبد اللّه بن زيد بن اسلم . گفت : عبادله كه مردند ( مقصودش عبد اللّه بن عبّاس و عبد اللّه بن زبير عبد اللّه ابن عمر و عبد اللّه بن عمرو بن عاص است ) در همهء شهرها فقه به موالى رسيد به اين ترتيب : عطاء فقيه مكّه گرديد و طاوس فقيه يمن و يحيى بن ابى كثير فقيه يمامه و حسن فقيه بصره و ابراهيم نخعى فقيه كوفه و مكحول فقيه شام و عطاى خراسانى فقيه خراسان و فقط مدينه بود كه فقيه آن سعيد بن مسيّب قرشى بود » . و سعيد در سال 91 و يا 92 و يا 94 در مدينه از دنيا رفت .

مخضرم :

با خاى نقطه‌دار به صيغه اسم مفعول وزان مبرهن در اين معانى به كار رفته است : كسى كه ختنه نكرده باشد ، كسى كه پدرش سپيد و خود سياه باشد ؛ كسى كه حسبش پست باشد ، كسى كه دورهء جاهليّت و اسلام را درك كرده باشد ، كسى كه هم در دولت اموى بوده و هم در دولت عبّاسى . و شعراى مخضرمين كسانى هستند كه يا از قسم اوّلند كه دورهء جاهليّت و اسلام را ديده‌اند و يا از قسم دوّم كه دوران خلافت اموى و عبّاسى هر دو را درك كرده‌اند . و از شعراى قسم اوّل است لبيد بن ربيعه كه در لبيد گذشت و ابو ذويب كه در ذويب گذشت و ابو محجن ثقفى كه در محجن گذشت و ميمون بن قيس ضبعى به نام اعشى قيس كه در اعشى به اختصار گذشت و غير اينان . و از شعراى قسم دوّم يونس بن سالم بن يونس قرشى است از شعراى توانا و پدرش سالم نيز شاعر بود و چون يونس ، عاقّ پدر بود ، سالم در اين خصوص گفت :