ابو بكر حسينى در كتاب طبقات الشافعيّة گفته كه : « نياى او قاضى ابو بكر عبد اللّه بن حسن بن اسماعيل نيز به محاملى معروف بود و ابو طاهر فرزندش نيز ملقّب به محاملى است و اين نسبت از ايّام قديم در خانوادهء ايشان بوده است » . و ابن نديم نام و كنيت نياى او را اينطور ضبط كرده است : « قاضى ابو عبد اللّه حسين ابن اسماعيل بن محمّد ضبّى محاملى از ثقات محدّثان و فقيهان و قاضيان و صاحب كتاب السنن در فقه و متوفّى 330 » .
محبّى :
منسوب است به محبّ اللّه و يا محبّ الدّين كه هر دو نياى محمّد امين بن فضل اللّه بن محبّ اللّه بن محبّ الدّين دمشقى است در شمار اعلام اديبان و شاعران حنفى و شاگرد عبد الغنى نابلسى و علاء الدّين حصكفى و صاحب كتاب خلاصة الاثر فى اعيان القرن الحادى عشر و كتاب نفحة الريحانة و اين كتاب ذيل كتاب ريحانهء شهاب خفاجى است و كتاب قصد السبيل فيما فى لغة العرب من الدخيل و كتاب الناموس در حاشيهء قاموس و ديوان شعر و متوفّى 1111 . « 1 »
محتشم :
به صيغهء اسم مفعول بر وزن محترم تخلّص كمال الدّين بن خواجه مير احمد كاشانى است در سلك شعراى نيكوپرداز عصر صفوى و چيزى كه بيشتر مايهء شهرت او شده دوازده بند مرثيتى است كه سروده و در همهء تكايا به چشم مىخورد و با آنكه چندين قرن از عمر آنها مىگذرد و صدها و هزارها بار خواندهايم و شنيدهايم هيچ اثرى از كهنگى ندارد بلكه همچنان تازه و روانبخش است .
محتشم در كاشان پيشهء پارچهبافى و يا پارچهفروشى داشته و داراى ديوان شعر است نزديك به شش هزار بيت و آثار ديگر او يكى رسالهء جلاليّه است منثور و منظوم و رسالهء نقل عشّاق منثور و منظوم و غزليّات خود را دو قسمت كرده ؛ قسمتى را صبائيّه و قسمت ديگر را شبابيّه ناميده است و در سال 995 و يا 996 درگذشت و قبرش در يكى از محلّات كاشان مزارى معروف است و از نظم اوست :
روى ناشسته چو ماهش نگريد * چشم بىسرمه سياهش نگريد
نگهش با من و چشمش با غير * غلطانداز نگاهش نگريد
عذرخواهى كندم بعد از قتل * عذر بدتر ز گناهش نگريد
* * *
اگر خواهى دعاى من كنى بر مدعاى من * بگو بيمار عشق من شود يا رب فداى من
اگر عمرم نمانده است اى پسر بادا فداى تو * و گر مانده است بر عمر تو افزايد خداى من
چو آيى بر سر خاكم بگو از خاك سر بر كن * وفاى من ببين اى كشتهء تيغ جفاى من
محجن : بر وزن منبر به معنى عصاى سركج ( چوگان ) و يا هر چيز سركج نام چند تن از صحابه است و ابو محجن كنيت مالك بن حبيب
هامش
( 1 ) - و نيز محبّى تخلّص شعرى سلطان سليمان بن سلطان سليم عثمانى است و ديوان شعرى دارد كه احمد بن عبد اللّه نورى فراهم كرده است ( لغتنامه / دهخدا : 41 / 506 ) .