زياد علاقه داشت و عاشق بود كه آن را به شاگردان بفهماند و در سال 398 درگذشت .
و حليم مجريطى قرطبى در شمار فلاسفه و صاحب كتاب اخوان الصفا و خلان الوفاء و اين كتاب را به روش كتاب اخوان الصفا تصنيف كرده و به سال 395 درگذشته است .
مجزأه :
بر وزن مرحله نام مجزأهء سدوسى صحابى است كه در جنگ با ايران اخبارى شگفتانگيز از بسالت او حكايت كنند و در جنگ شوشتر گويند كه در يك روز يكصد تن از لشكر ايران را بكشت و خود او نيز بر دست هرمزان كشته گرديد . « 1 »
مجزّر :
به صيغهء اسم مفعول بر وزن مظفّر نام مجزّر بن اعور بن جعدهء كنانى مدلجى است در عداد صحابه .
مجلسى :
منسوب است به مجلس جايى كه مىنشينند و آيا مجلسى لقب و يا تخلّص است در ذيل ترجمه ذكر مىكنم و به مجلسى دو كس مشهورند اوّل : محمّد تقى بن مقصود علىّ اصفهانى در شمار اعيان فقيهان و مفسّران و محدّثان و محقّقان و صاحب تصانيف ممتعه ، از جمله : شرح من لا يحضره الفقيه به عربى و فارسى و شرح صحيفه و حواشى بر اصول كافى و كتاب حديقة المتّقين و كتاب رجال و شرح زيارت جامعه و متوفّى 1070 .
دوّم : فرزندش محمّد باقر بن محمّد تقى از اكابر علما و محقّقان مذهب و داراى تأليفات و تصنيفات زياد ، از جمله : كتاب بحار الانوار ( در بيست و پنج مجلّد بزرگ ) و از كارهاى خوب او تأليف كتب فارسى است به زبان ساده كه به فهم نزديك است مانند : عين الحياة و حقّ اليقين و حلية المتّقين و مشكاة الأنوار و حيات القلوب و غير اينها و در سال 1110 در سنّ هفتاد و سهسالگى درگذشت و در جامع عتيق اصفهان جنب قبر والدش مدفون گرديد .
بايد دانست كه هرگاه بهطور اطلاق و بدون قيد ، مجلسى گفته شود مقصود مجلسى دوّم است و هميشه مجلسى اوّل را با قيد اوّل ذكر كنند و علتش شهرت بىاندازهء فرزند اوست و گرنه مجلسى را پدر برگزيد ، حال ببينيم مجلسى لقب است و يا تخلّص . بعضى گويند كه او را مجلسى ازآنجهت گفتند كه در مجلس به سؤالها جواب داد و به اصطلاح حاضر جواب بود و به نظر من مجلسى تخلّص شاعرانهء پدر اوست و هرچند ديوانى از او ديده نشده امّا بىشك شاعر بوده و هرگاه بسزا تفحّص شود به اشعار او برخواهيم خورد از جمله غزل ذيل :
تا شد قدحكش از خم مى آرزوى ما * بر دوش مىكشند ملائك سبوى ما
ما بلبلان گلشن عشقيم دور نيست * گر گوش چرخ كر شود از هاىوهوى ما
داريم حالتى ز محبّت كه لطف دوست * هردم درى ز غيب گشايد به روى ما
از روى ما كه پاك كند گرد معصيت * گر ابر مغفرت ندهد شستشوى ما
هامش
( 1 ) - و نيز مجزأة بن كوثر بن زفر بن حارث كلابى معروف به ابى الورد از سران سپاه مروان بن محمّد ( آخرين امويان شام ) بود ( الأعلام / زركلى : 5 / 279 ) .