قد كنت فيما مر من ازمانى * متوانيا لتقاصر الاحسان
و رأيت خلانى و اهل مودتى * متوفرين معا على الاخوان
فتغيروا لما رأوني تائبا * و عن التصرف قد صرفت عنانى
دعهم و عادتهم فلم أر مثلهم * الا مجرد صورة الإنسان
و اغسل يديك من الزمان و اهله * بالطين و الصابون و الاشنان
اسعد عتبى در آغاز ملازمت دربار شاهان محمودى و سلجوقى داشت و سپس از آن كار رو گردانيد و به زهدپيشگى گراييد و به نشر علم پرداخت و هم سفرى به بغداد كرد و از دانشمندان آن شهر [ علوم را ] فراگرفت و سال وفاتش به نظر نرسيد . و نيز عتبى منسوب است به عتبة بن رياح بن هلال بن عامر بن صعصعه پدر تيرهاى در عرب و محمّد بن جعفر عتبى در شمار محدّثان خاصّه به او منسوب است .
عتقى :
با ضمّ اوّل و فتح دوّم منسوب است ( بر خلاف قياس ) به عتقاء به معنى آزادشدگان و چنين نوشتند كه عتقاء گروهى چند از عرب بودند كه كارشان اين بود كه اگر كسى خواست نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله رود او را از رفتن باز داشتند و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله لشكرى فرستاد و ايشان را شكست داد و اسير كرد و سپس آزادشان كرد و به عتقاء مشهور شدند و منسوب به اينان است ابو عبد اللّه عبد الرحمن بن قاسم بن خالد عتقى در شمار فقيهان مالكى و هم از شاگردان مالك بن انس و صاحب كتاب المدونه كه گويند از بهترين كتب فرقهء مالكيّه است و در مصر سال 191 درگذشت . و نيز ابو عبد الرحمن محمّد بن عبد اللّه بن محمّد عتقى فيريابى در شمار اديبان و مورّخان و ستارهشناسان و صاحب كتاب التاريخ الجامع و كتاب السبب لعلم العرب در نحو و غير اينها و از پيشآمدهاى جانفرساى او اين بود كه در كتاب تاريخ خود اخبارى از بنى اميّه و بنى عبّاس به روشى كه مورّخان نويسند نوشت و قسمتى از كارهاى خوبى كه كرده بودند برشمرد و يعقوب بن كلس وزير العزيز باللّه خليفهء فاطمى بر آن وقوف يافت و خاطر خليفه را از آن كار برنجانيد و سپس سران قوم را در خانه خود انجمن كرد و عتقى را در آن محضر نكوهيد و مزرعهء او را تصرّف كرد و عتقى ازآنپس خانهنشين گرديد و همچنان مورد خشم بود تا در سال 385 درگذشت .
عتكى :
با فتح اوّل و دوّم منسوب است به عتيك بن اسيد بن عمران بن عمر و پدر تيرهاى در قبيلهء ازد و از اين تيره است ابراهيم بن محمّد عتكى ازدى كه در نفطويه بيايد . و نيز ابو بسطام شعبة بن حجّاج عتكى ازدى در شمار اعلام محدّثان و عتيك به معنى روز بسيار گرم است .
عتوارى :
منسوب است به عتواره بر وزن دلداده و آن نام عتوارة بن عامر بن ليث است پدر تيرهاى از عرب و عبد اللّه بن شداد ليثى عتوارى در شمار خواصّ اصحاب امام علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام به او منسوب است . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة نوشت ازآنپس كه بنى اميّه مردم را از گفتن فضائل امام على عليه السّلام بازداشتند عبد اللّه بن شداد عتوارى گفت : « وددت ان اترك فاحدث بفضائل علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام و ان عنقى ضربت بالسيف ؛ يعنى دوست دارم كه واگذارندم تا فضائل امام على عليه السّلام را بر مردم بخوانم و گردنم را با شمشير