هر علم كه در مدرسه حاصل كرديم * كار دگر است و عشق كار دگر است
قهندزى : اين لفظ را دوگونه تعريب و هم دو گونه ضبط كردهاند اوّل با فتح اوّل و دوّم و سكون نون و فتح دال بىنقطه و كسر زاى نقطهدار .
دوّم با ضمّ اوّل و دوّم و سكون سوّم و ضمّ ذال نقطهدار و اين ضبط سيوطى است در بغية الوعاة .
بارى قهندزى منسوب است به قهندز معرّب كهندژ ( حصار كهن ) و آن نام چندين موضع است ، از جمله : قهندز نيشابور و جمعى از محدّثان ازآنجا برخاستند ، از جمله : ابو الحسن علىّ بن محمّد بن ابراهيم بن عبد اللّه قهندزى نيشابورى در شمار محدّثان و هم در طبقهء اديبان . و از جمله : قهندز بخارا و از اينجاست ابو عبد الرحمن محمّد بن هارون انصارى قهندزى بخارى در شمار محدّثان .
قيراطى :
منسوب است به قيراط بر وزن دينار نام وزنى مخصوص نيمدانگ ( نصف دانق ) و آن لقب ابو اسحاق برهان الدّين ابراهيم بن عبد اللّه بن عسكر طائى قيراطى است در شمار اديبان و شاعران و از شاگردان جمال الدّين بن نباته و متوفّى 781 و ندانستم ازچهروى او را قيراطى گفتند .
قيروانى :
با فتح راء منسوب است به قيروان بر وزن بىزبان نام شهرى در آفريقا از بناهاى عقبة ابن عامر صحابى و برآنند كه قيروان معرّب كاروان است و گويند كه كاروانى در آن سرزمين منزل كرد و بر جاى آن شهرى بنا كردند و آن را قيروان نام دادند و اين وجه دور به نظر رسد . بارى از آن شهر است ابو الحسن علىّ بن عبد الغنى قيروانى و در حصرى گذشت و ابو على حسن بن رشيق قيروانى و در رشيق گذشت و احمد بن ابراهيم قيروانى و در جزار گذشت . و از جمله : ابو عبد اللّه محمّد بن ابى القاسم قيروانى معروف به ابن ابى الدنيا در شمار مورّخان و صاحب كتابى در تاريخ به نام المونس فى اخبار افريقيّه و تونس و از اين تاريخ سال 1110 فراغت يافت . و بايد دانست كه در نسبت قيروان ، قيروانى و قيروى بنا بر ضابطهء تخفيف در نسبت الفاظ زائد بر پنج حرف ، هر دو درآمده است .
قيسرانى :
با فتح اوّل و سوّم و چهارم و سكون دوّم منسوب است به قيساريّه از شهرهاى شام كه بر كنار دريا افتاده است و از آن شهر است ابو الفضل محمّد بن طاهر بن على مقدّسى قيسرانى در شمار حفّاظ حديث و صاحب كتاب تذكرة الموضوعات و كتاب الجمع بين الصحيحين البخارى و مسلم و متوفّى 507 و ابن قيسرانى شرف الدّين ابو عبد اللّه محمّد بن نصر بن صغير حلبى است در شمار اديبان و شاعران نيكوپرداز و معاصر ابن منير شاعر مشهور شام و متوفّى 548 و از نظم اوست در غزل :
بالسفح من لبنان لى * قمر منازله القلوب
حملت تحيته الشمال * فردها عنى الجنوب
فرد الصفات غريبها * الحسن فى لدينا غريب
لم انس ليلة قال لى * لما رأى جسدى يذوب
باللّه قل لى من اعلك * يا فتى قلت الطبيب
قيسى : با فتح اوّل و سكون دوّم منسوب است به قيس عيلان پدر قبيلهاى در عرب به نام الياس بن مضر و قيسان دو پدر تيرهاى است در قبيلهء طى به نام قيس بن عناب و قيس بن هدمة بن عناب و نيز قيس پدر تيرهاى است در قبيلهء بكر بن وائل به نام قيس بن ثعلبه و نيز قيس نام قريهاى است در مصر كه ويران گرديد و نيز قيس معرّب كيش است نام جزيرهاى