تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
و كتاب حكمة العين كه جمعى از دانشمندان بر آن شرح نوشتند و كتاب جامع الدقائق و از شاگردان او علّامهء حلّى است و در وصف كاتبى نوشته است : « در شمار فاضلان عصر بود و از هركس در منطق داناتر و از تمامت علماى شافعيّه برتر و فيلسوف و صاحب تصانيف بسيار بود و در سال 675 درگذشت » . و كاتبى تخلّص شاعرانهء محمّد بن عبد اللّه ترشيزى نيشابورى است از شعراى مشهور عصر تيمور و صاحب مثنوى موسوم به مجمع البحرين و مثنوى محبّ و محبوب و غزليّات شيوا و در سال 889 در استرآباد درگذشت و از غزل اوست :
ما كاروانىايم و جهان كاروان‌سراست * در كاروانسرا نكند كاروان ، سرا
* * *
هيچ‌كس يك سر مو از دهنت آگه نيست * دم ازآنجا نتوان زد كه سخن را ره نيست
* * *
ز چشم اهل نظر كسب كن حيات ابد * كه آب خضر از اين جويبار مىگذرد
و از مثنوى اوست :
اى شده از قدرت تو ماء و طين * لوحهء ديباچهء دنيا و دين قهر تو بىبرگى ساز جهان * پيش تو پيدا همه راز نهان طالب تو از همه دارد فراغ * در شب تار از جگر آرد چراغ مسكن عشّاق تو شهر بلاست * شربت مشتاق تو زهر فناست
و قاضى نور اللّه شوشترى در مجالس المؤمنين وى را در شمار شعراى شيعه ذكر كرده و بعضى از اشعار او را در مدح امير المؤمنين عليه السّلام آورده و اين شعر از آن جمله است :
تسبيح خارجى كه نه در ذكر حيدر است * در گردن سگان جهنّم طناب كن « 1 »
كاخى : منسوب است به كاخ و آن محلّتى است در مرو و ابو الفضل محمّد بن علىّ بن محمّد كاخى در شمار محدّثان و زاهدان و محمّد ابراهيم كاخى كرباسى كه در كرباسى بيايد بدان منسوبند .

كاذى :

منسوب است به كاذه بر وزن باده از قراى بغداد و ابو الحسين اسحاق بن احمد بن محمود كاذى در شمار محدّثان و متوفّى 346 بدان منسوب است . « 2 »
هامش
( 1 ) - كاتبى علاوه بر شعر و شاعرى در هنر خوشنويسى نيز به حدّ كمال رسيد ، در سرودن انواع شعر طبع‌آزمايى كرد امّا غزليّاتش از لطف بيشترى برخوردار است ، از آن جمله :بيا كه عمر چو باد بهار مىگذرد * به كار باش كه هنگام كار مىگذرد تو غافلى و شفق خون ديده مىبارد * كه روز مىرود و روزگار مىگذرد ز چشم اهل نظر كسب كن حيات ابد * كه آب خضر درين جويبار مىگذرد هزار صيد نشاط است در كمينگه عمر * مرو به خواب كه چندين شكار مىگذرد تفرّج ار طلبى شاهراه دل مگذار * كه شهريار ازين رهگذار مىگذرد مرا قد چو كمان زير خاك رفت و هنوز * خدنگ آه ز سنگ مزار مىگذرد ز جان كاتبى ار تير غم گذشت ، گذشت * درين ديار ازين بىشمار مىگذرد( تاريخ ادبيّات ايران : 4 / 232 ) . ( 2 ) - و نيز احمد بن محمّد بن ابراهيم كاذى مكنّى به ابو الحسن در شمار محدّثان است و ابن رزقويه او را به زهد وصف كرده است ( الأنساب / سمعانى : 5 / 11 ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 154 | سيد على اكبر برقعى قمى