و از جمله : قطيعة العجم در بغداد ميان باب الازج و باب الحلبه و از اينجاست ابو العبّاس احمد ابن عمر ابن حسين قطيعى در شمار فقيهان حنبلى و واعظان و فرزندش ابو الحسن محمّد بن احمد قطيعى جامع تاريخ بغداد . « 1 »
قطيفى :
منسوب است به قطيف بر وزن شريف از شهرهاى بحرين و از اين شهر است شيخ ابراهيم بن سليمان بحرانى قطيفى در شمار اعلام فقيهان اماميّه و معاصر محقّق كركى و صاحب كتاب الهادى الى الرشاد در شرح ارشاد و كتاب نفحات الفوائد و كتاب تعيين الفرقة الناجية و شرح الفيّهء شهيد و شرح اسماء حسنى و غير اينها . قطيفى در نجف زيست و ميان او و محقّق كركى ابواب مناظرات باز بود و در ردّ او دو رساله پرداخت و در يك رساله نظر او را در موضوع حلّ خراج ردّ كرد و در رسالهء ديگر رأى او را در موضوع عدم اشتراط توالى در عشره قاطعه نسبت به كثرت سفر نقض كرد . « 2 »
قعقاع :
بر وزن سردار به معنى بانگ سلاح ، نيز خرماى خشك ، نيز تبلرز ، نيز راهى كه به دشوارى توان رفت نام جمعى است ، از جمله : قعقاع بن عمرو تميمى صحابى كه مردى دلير بود و در جنگ قادسيه دليريها از خود نشان داد و در جنگ جمل و غير جمل نيز در ركاب امام علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام بود و هم او بود كه آن حضرت او را نزد طلحه و زبير فرستاد و با آن دو سخنان بسزا گفت . « 3 »
قعنب :
بر وزن جعفر به معنى شير ، نيز روباه نر از اعلام است و نام قعنب بن عمرو نميرى در شمار شيعيان بصره و از شهيدان كربلا و نام ابو عمرو قعنب بن محرر باهلى بصرى در شمار راويان اخبار و اشعار و هم از اديبان و بر جوان پسرى از مهالبه دل بست و با او عشق ورزيد زيبا جوان مهلبى او را به بستان خود خواند و جمعى از جوانان مهلبى و غلامان ايشان را نيز دعوت كرد و ازآنپس كه خوردند و شراب نوشيدند ايشان را بر آن داشت كه قعنب را بگايند و گاييدند و ابو العاليهء شامى در اينباره گفت :
نبئت ان المرء قعنب * دمرت عليه بنو المهلب
باسنة تدع الكمى * و انفه دام مترب
فتجلت الغمى و كل * سلاحهم بدم مخضب
و عبد الصمد بن معذل گفت :
هامش
( 1 ) - و نيز ابراهيم بن محمّد بن منصور قطيعى كرخى مكنّى به ابو اسحاق منسوب به قطيعهء فقهاست در شمار محدّثان و متوفّى 537 يا 538 ( معجم البلدان : 4 / 377 ) .
و نيز اسماعيل بن ابراهيم بن معمر قطيعى منسوب به قطيعهء ربيع است در شمار راويان ثقه به شمار مىرود ( معجم البلدان : 4 / 377 ) .
( 2 ) - و نيز احمد بن صالح قطيفى بحرانى از علماى اماميّه در اوايل قرن چهاردهم و شاگرد شيخ مرتضى انصارى صاحب كتاب تحفة الأحمديّة و ديوان شعر متوفّى 1315 قمرى در بحرين ( لغتنامه / دهخدا : 36 / 366 ) .
و نيز علىّ بن حسن بن علىّ بن سليمان بن احمد قطيفى بحرانى در شمار علماى اعلام و از شاگردان شيخ احمد قطيفى صاحب كتاب انوار البدرين و مطلع النيرين فى تراجم علماء الاحساء و القطيف و البحرين و كتاب التوحيد متوفّى 1340 قمرى ( الذريعة : 4 / 480 ؛ لغتنامه / دهخدا : 36 / 366 ) .
( 3 ) - و نيز قعقاع بن شور از مردم بنى ذحل بن ثعلبه مشهور به فصاحت و حسن معاشرت و خوى و روى نيكو كه به دو مثل زنند .
و نيز قعقاع بن ابى حدرد اسلمى در شمار صحابيان است .
و نيز قعقاع بن معبد تميمى از بزرگان طايفهء بنى تميم كه درك صحبت پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله را كرد ( لغتنامه / دهخدا : 36 / 371 ) .