تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
امرا و ملوك آن سامان مانند : ابو الحسن على لشكرى و ابو منصور و هسودان بن مملان و ابو نصر محمّد بن وهسودان و ابو دلف فرمانرواى نخجوان و از قصايد معروف او قصيدتى است كه در وصف زلزلهء تبريز گفته بدين مطلع :
بود محال تو را داشتن اميد محال * به عالمى كه نباشد هميشه در يك حال
و در وصف زلزله گفته :
فراز گشت نشيب و نشيب گشت فراز * رمال گشت جبال و جبال گشت رمال دريده گشت زمين و رميده گشت نبات * دمنده گشت بحار و رونده گشت جبال بسا سراى كه بامش همىبسود فلك * بسا درخت كه شاخش همىبسود هلال از آن درخت نمانده كنون مگر آثار * از آن سراى نمانده كنون مگر اطلال كسى كه رسته شد از مويه گشته بود چو موى * كسى كه رسته شد از ناله گشته بود چو نال يكى نبود كه گويد به ديگرى كه مموى * يكى نبود كه گويد به ديگرى كه منال
و در وصف اسب گفته :
ز بالا به پايين قضاى الهى * ز پايين به بالا دعاى پيمبر چنان دشت‌ها را به هم برنوشتى * كه انگشت مردم ورق‌هاى دفتر
و در سال 465 درگذشت .

قطرب :

بر وزن عنصر در چندين معنى به كار رفته است : دزد ، نيز نادان ، نيز موش ، نيز گرگ ، نيز سگان خرد ، نيز پرنده كه تمام شب در حركت باشد و هيچ نياسايد و از اين معنى اخير گرفته شده است لقب ابو على محمّد بن مستنير بن احمد بصرى معروف به قطرب در شمار اعلام اديبان و نحويان و از شاگردان مبرّز سيبويه چندان‌كه پگاه بر سيبويه درآمد تا ادب از او فراگيرد و چنان اتّفاق افتاد كه سيبويه سحرگاهان از خانه بيرون شد و او را بر در خانه ايستاده ديد گفت : تو جز قطرب نباشى و اين لقب بر او ماند و نيز علم كلام را از نظام متكلّم مشهور فراگرفت و در اين فنّ نيز بارع گرديد و كتابها پرداخت مانند : كتاب غريب القرآن و كتاب مجاز القرآن و كتاب الاضداد و كتاب المثلث در لغت و غير اين‌ها و هم او نخستين كسى است كه در مثلّث لغت ، كتاب نوشت و ابو محمّد عبد اللّه بطليوسى از او راه را آموخت و كتاب مثلث الكبير را در لغت پرداخت و از نظم قطرب است :
إن كنت لست معى فالذكر منك معى * يراك قلبى إذا ما غبت عن بصرى و العين تبصر من تهوى و تفقده * و ناظر القلب لا يخلو من النظر
و نيز از اوست :
لقد عزت الدنيا رجالا فاصبحوا * بمنزلة ما بعدها متحول فساخط عيش ما يبدل غيره * و راض بعيش غيره سيبدل و بالغ امر كان يأمل غيره * و مصطلم من دون ما كان يأمل
قطرب به ابو دلف عجلى پيوست و فرزندان او را ادب آموخت و در سال 206 در بغداد درگذشت .

قطربّلى :

با ضمّ اوّل و سكون دوّم و فتح سوّم و تشديد باى مضموم منسوب است به قطربّل از قراى بغداد ميان عكبرا و مزرفه و با فتح اوّل و دوّم و سكون سوّم و ضمّ باى مشدّد نيز ضبط كرده‌اند و از آن قريه است ابو الحسن احمد بن عبد اللّه
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 138 | سيد على اكبر برقعى قمى